جهت ثبت سوال بر روی آیکون کلیک نمایید.
سوال كننده: تن
تاریخ: چهارشنبه 25 اردیبهشت 1391
متن سؤال: چرا علیه مذهب شیعه تهاجمات زیاد است
پاسخ: تهاجم علیه شیعه ، چرا؟



بذرافشان
در میان مذاهب اسلامى تنها مذهب برخاسته از قرآن و سنّت راستین رسول اکرم ( ص ) مذهب شیعه است .
این مذهب ، در مقایسه با دیگر مذاهب مورد تأیید حکومت‏ها ، بهترین و غنى‏ترین برنامه‏ها را در زمینه‏هاى فقهى ، فرهنگى ، سیاسى و اقتصادى ارائه کرده است . تشیّع ، در هیچ زمان و شرایطى ، با ظلم و استبداد ، سازش ننموده و تسلیم حکومت‏ها و حاکمان جور نشده است ، و بدین جهت همواره مورد تهاجم دشمنان بوده وحکومت‏هاى استبدادى از هر گونه مبارزه و مخدوش کردن چهره نورانى‏اش دریغ نورزیده‏اند .
شیعه با الهام از رهبر و پیشواى به حقّ خود امیر مؤمنان ( ع ) که فرموده : « کونا للظالم خصماً وللمظلوم عوناً ، أوصیکما وجمیع ولدی وأهلی ومن بلغه کتابی ... » نهج البلاغه : نامه 47 . ، پیوسته با همه مظاهر استبداد در ستیز بوده و حمایت از مظلومان وستمدیدگان را شعار خویش ساخته است .
ولى در مکتب خلفا ، نه تنها آثارى ازمبارزه با ظلم‏پیشگان و حکومت‏هاى مستبد به چشم نمى‏خورد ؛ بلکه تمام تلاش خود را در توجیه استبداد حکومت‏هاى جور به کار برده و با احادیثى که به رسول اکرم ( ص ) نسبت داده‏اند به پیروان خود القا مى‏کنند که وظیفه ملّت ، فرمانبردارى از حاکمان جامعه است ، اگر چه دامن آنان به ظلم و استبداد آلوده باشد ، زیرا آنها مسؤول کارهاى خویش و ملّت نیز مسؤول کارهاى خود است : « إسمعوا وأطیعوا فإنّما علیهم ما حمّلوا وعلیکم ما حملّتم »
صحیح مسلم ، ج 6 ، ص 19 ، کتاب الاماره ، باب الأمر بالصبر عند ظلم الولاه ، سنن البیهقی ، ج 8 ، ص 158 . .
آرى ! چقدر تفاوت است میان سخنى که به بالاترین مقام یک مذهب ( عمر بن خطّاب ) نسبت داده‏اند ، که گفته : اگر حاکم اسلامى ظلم پیشه کرد و شما را مورد ضرب و شتم قرار داد ، و از حقوق مسلّم خود ، محروم ساخت و دستور خلاف دین و شریعت صادر کرد وظیفه شما فرمانبرى بى چون و چرا از اوست و همه اینها جزو دین است! « فأطع الإمام . . . إن ضربک فاصبر ، وإن أمرک بأمر فاصبر ، وإن حرَمَک فاصبر ، وإن ظلمک فاصبر ، وإن أمرک بأمر ینقص دینک فقل : سمع وطاعه ، دمی دون دینی »
سنن البیهقی ج 8 ص 159 ؛ المصنَّف لابن أبی شیبه ، ج 7ص 737 ؛ الدرالمنثور ج 2 ص 177 و کنز العمال ، ج 5 ص 778 . .
ومیان شعار سرور آزادگان حسین بن على ( ع ) در روز عاشورا : « فإنّی لا أرى الموت إلّا سعاده ولا الحیاه مع الظالمین إلّا برماً »
مناقب ابن شهر آشوب ، ج‏3 ، ص‏224 ؛ بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 192 .

شهادت در راه مبارزه با ظلم و استبداد را سعادت ، و زندگى در سایه حکومت ستم‏پیشگان و سازش با استبدادگران را مایه ننگ مى‏داند .
و چقدر فرق است بین فقهاى یک مذهب که فتوا مى‏دهند : هر گونه قیام و مبارزه با حاکمان فاسق و ستم پیشه خلاف شرع است :
« وأمّا الخروج علیهم وقتالهم ، فحرام بإجماع المسلمین وإن کانوا فسقه ظالمین »
شرح صحیح مسلم للنووی ، ج 12 ، ص 229 ؛ شرح المقاصد للتفتازانی ، ج 2 ، ص 71 ؛ المواقف للقاضی الإیجی ، ج 8 ، ص 349 . .
و میان فقهاى مذهبى که مى‏گویند : اگر سکوت دانشمندان دینى ، باعث شود که حاکمان ستمگر بر ارتکاب گناه و ایجاد بدعت جرأت پیدا کنند ، بر آنان لازم و واجب هست که سکوت خود را شکسته و در برابر ستمگران خروش بر آورند :
« لو کان سکوت علماء الدین ورؤساء المذهب - أعلى اللَّه کلمتهم - موجباً لجرأه الظلمه على ارتکاب سائر المحرّمات وإبداع البدع ، یحرم علیهم السکوت ویجب علیهم الانکار »
تحریر الوسیله ، ج 1 ، ص 450

آمار تکان دهنده تهاجم بر ضدّ مکتب شیعه
با توجّه به نکات یاد شده ، همواره حکومت‏هاى جور ، با تمام توان و امکانات خود ، در حال مبارزه با مذهب شیعه بوده و از گسترش فرهنگ ظلم ستیز آن جلوگیرى کرده‏اند .
این روش ، از آغاز افتراق امّت به دو فرقه شیعه وسنّى ، شروع گردیده و هرچه جلوتر رفته ، وسعت بیشترى به‏خود گرفته است .
در سالهاى اخیر ، شاهد تهاجم شدیدى از طرف وهّابیّت ، به فرهنگ نورانى شیعه بوده‏ایم و با توجّه به اعلام سفارت جمهورى اسلامى ایران در پاکستان ، فقط در ظرف یک سال ، 60 عنوان کتاب با شمارگان 30 میلیونى ، بر ضدّ شیعه ، چاپ و منتشر شده است‏
مجله تراثنا ، شماره 6 ، ص 32 ، مقاله موقف الشیعه من هجمات الخصوم . .
فقط در ایّام حجّ سال 1381 ، ده میلیون و 685 هزار جلد کتاب به 20 زبان زنده دنیا ، ( غالباً بر ضدّ شیعه ) توسّط دولت سعودى در میان زائران خانه خدا ، توزیع شده است‏
مجلّه میقات ، شماره 43 ، ص 198 ، به نقل از روزنامه عکاظ ، مورّخ 11 / 9 / 81 . .
یکى از روحانیون سرشناس شیعه در منطقه قطیف کشور سعودى ، در شب 12 رجب سال جارى ( 1382 ) در مکّه مکرّمه اظهار داشت : کتاب « للّه ثمّ للتاریخ » را با کامیون‏هاى بزرگ در منطقه قطیف و احساء در میان شیعیان به رایگان توزیع کرده‏اند .
همین کتاب ، در کشور کویت سال 1380 هجرى شمسى در یکصد هزار تیراژ چاپ و منتشر گردید که توسّط دانشمند متعهّد جناب آقاى مهرى ( نماینده ولى فقیه ) به دولت کویت اعلام گردید : اگر از نشر و توزیع این کتاب موهن و ضدّ شیعه جلوگیرى نشود ، بیم آن مى‏رود که کویت ، به لبنان دیگرى در منطقه تبدیل شود جریده « الرأی العام الکویتیّه » به تاریخ 30 / 6 / 2001 . نامه مذکور در سایت‏هاى مختلف اینترنت قرار گرفته است . .
در برخى از مؤسّسات پژوهشى ، کتاب‏هایى که در طول 14 قرن بر ضدّ شیعه چاپ و منتشر شده ، تهیّه و یا شناسایى شده ، و آمار آن‏ها از مرز 5000 عنوان تجاوز کرده است .
از این مجموعه ، 3000 عنوان به زبان اردو ، 1500 عنوان به زبان عربى و 500 عنوان به زبان‏هاى مختلف دیگر است.
محتویات این کتب مورد مطالعه قرار گرفته و تاکنون هزاران شبهه در صدها عنوان ، استخراج و گرد آورى شده است .
با این‏که این شبهات ، غالباً از افترا و دروغ و یا جهل ونادانى سرچشمه گرفته است ، ولى از مسؤولیّت اساتید ودانش‏پژوهان در پاسخ‏گویى به آن‏ها کاسته نمى‏شود .

انگیزه گسترش تهاجم بعد از انقلاب اسلامى
جالب توجّه این است که 70 درصد کتاب‏هاى یاد شده بعد از پیروزى پرشکوه انقلاب اسلامى ایران نگاشته شده است ؛ یعنى در طول بیست و چهار سال نزدیک به 5 / 2 برابرِ چهارده قرن ، بر ضدّ شیعه کتاب تألیف گردیده است .
و این بدان جهت است که مخالفان مکتب اهل‏بیت ، هرگز تصوّر نمى‏کردند که فرهنگ غنى شیعه بتواند ملّت ایران را این چنین به صحنه بیاورد که با دست خالى ، ولى با قلبى آکنده از ایمان و عشق به اسلام ، طومار حکومت تا به دندان مسلّح را -با آن همه حمایت‏هاى بى‏دریغ شرق و غرب- براى همیشه درهم بپیچد و به جاى آن ، حکومت اسلامى برپایه فقه شیعه تأسیس نماید .
و به همین جهت ، مخالفان مکتب اهل‏بیت ، وقتى با گسترش فرهنگ تشیّع ، موقعیّت خود را در خطر مى‏بینند ، با تألیف کتاب‏هاى ضدّ شیعىِ مملوّ از تهمت و کذب ، سعى در مخدوش کردن چهره نورانى مذهب شیعه در سطح جهانى دارند .
اهمیت این قضیه ، با ذکر چند نمونه از این تهمت‏هاى ناجوانمردانه کاملاً روشن خواهد شد .

تهمت‏هاى ناجوانمردانه بر ضد شیعه
1 - آقاى دکتر عبد اللَّه محمّد غریب از دانشمندان مصرى در کتاب مملوّ از دروغ و تهمت خود « وجاء دور المجوس » مى‏نویسد : « إنّ الثوره الخمینیّه مجوسیّه ولیست إسلامیّه ، أعجمیّه ولیست عربیّه ، کسرویّه ولیست محمّدیّه »
وجاء دور المجوس ، ص 357 . ؛
« نهضت [امام‏] خمینى ، یک نهضت مجوسى ، عجمى و کسروى است ، نه نهضت اسلامى ، عربى و محمّدى » .
کینه‏توزى و دشمنى را تا آن‏جا پیش برده که مى‏نویسد : « نعلم أنّ حکّام طهران أشدّ خطراً على الإسلام من الیهود ، ولا ننتظر خیراً منهم ، وندرک جیّداً أنّهم سیتعاونون مع الیهود فی حرب المسلمین » همان ، ص 374 . ؛ « مى‏دانیم که خطر حاکمان تهران بر اسلام از خطر یهود بر اسلام ، سخت‏تر است و از آنان هیچ امید خیرى انتظار نمى‏رود و نیک مى‏دانیم که آنان به زودى با یهود ، همداستان شده و به جنگ مسلمانان خواهند آمد! » .
در حالى که تمام دنیا مى‏دانند که امروز براى حکومت غاصب صهیونیستى ، دشمنى ، سخت‏تر از نظام اسلامى نیست و افتخار این نظام ، این است که به مجرّد پیروزى انقلاب اسلامى ، سفارت دولت غاصب اسرائیل را براى همیشه در ایران تعطیل و به جاى آن سفارت فلسطین را گشود .
2 - دکتر ناصرالدین قفارى از اساتید دانشگاه‏هاى مدینه منوره ، در کتاب « اصول مذهب الشیعه الإمامیّه » که رساله دکتراى او بوده ، نوشته است : « أدخل الخمینى إسمه فی أذان الصلوات ، وقدّم إسمه حتّى على إسم النبیّ الکریم ، فأذان الصلوات فی ایران بعد استلام الخمینى للحکم وفى کلّ جوامعها کما یلی : " اللّه أکبر ، اللّه اکبر ، خمینى رهبر ، أى الخمینى هو القائد ، ثمّ أشهد أنّ محمّداً رسول اللّه" » اصول مذهب الشیعه الإمامیّه ، ج 3 ص 1392 . .
« [امام‏] خمینى ، نام خود را در اذان نمازها داخل کرده وحتّى نام خود را بر نام پیامبر نیز مقدّم نموده است . بعد از تشکیل حکومت بوسیله [امام‏] خمینى ، اذان در نمازها در تمام اجتماعات چنین است : اللَّه اکبر ، اللَّه اکبر ، خمینى رهبر یعنى خمینى پیشواى ماست ، سپس [مى‏گویند : ] اشهد أنّ محمّداً رسول‏اللَّه! » .
نگارنده : در بحث‏هایى که در سال جارى ( رجب 1382 ) با تعدادى از دانشجویان دانشگاه « امّ القرى » در کنار بیت اللَّه الحرام داشتم ، اشاره کردم که اگر کسى به اذانى که همه روزه از صدا و سیماى جمهورى اسلامى ایران ، شبکه « جام جم » که در تمام کشورهاى جهان ؛ به ویژه عربستان پخش مى‏شود ، توجّه کند ، دروغ‏گویى وتهمت نارواى این نویسنده ، کاملاً روشن خواهد شد .
جاى بسى شگفتى است که کتاب‏هایى که بر ضدّ جنایات صهیونیسم در فلسطین اشغالى نوشته مى‏شود ، بسیار کمتر از کتاب‏هایى است که بر ضدّ شیعه تألیف مى‏گردد .

چشم‏انداز مذهب شیعه
یکى از انگیزه‏هاى تهاجم وسیع وهّابیّت بر ضدّ مذهب اهل بیت ( ع ) ، ترس و وحشت آنان از گسترش فرهنگ برخاسته از قرآن در میان جوانان و دانشمندان تحصیل کرده و استقبال آنان از این مکتب نورانى مطابق با سنّت راستین محمّدى ( ص ) است ، به چند نمونه توجّه کنید :

َّ 1 - دکتر عصام العماد ، فارغ التحصیل دانشگاه « الإمام محمّد بن سعود » در ریاض و شاگرد بن باز ( مفتى اعظم سعودى ) و امام جماعت یکى از مساجد بزرگ صنعاء و از مبلّغین وهّابیّت در یمن که کتابى نیز در اثبات کفر و شرک شیعه تحت عنوان : « الصله بین الإثنی عشریّه وفرق الغلاه » نوشته است با آشنایى با یکى از جوان‏هاى شیعه ، با فرهنگ نورانى تشیّع آشنا شد و از فرقه وهّابیّت دست کشید و به مذهب شیعه مشرّف گردید .
دکتر عصام در کتابى که به همین مناسبت تألیف نموده ، مى‏نویسد :
با مطالعه کتاب‏هایى که وهّابیّت در سال‏هاى اخیر نوشته‏اند ، به یقین در مى‏یابیم که آنان احساس کرده‏اند که تنها مذهب آینده ، همان مذهب شیعه امامیّه است : « وکلَّما نقرأ کتابات إخواننا الوهّابیّین نزداد یقیناً بأنّ المستقبل للمذهب الاثنی عشری ؛ لأنّهم یتابعون حرکه الانتشار السریعه لهذا المذهب فی وسط الوهّابیّین وغیرهم من المسلمین »
المنهج الجدید والصحیح فی‏الحوار مع‏الوهابیّین ، ص 178 . .
و آن‏گاه از قول شیخ عبداللَّه الغُنیمان استاد « الجامعه الإسلامیّه » در مدینه منوّره نقل مى‏کند : « إنّ الوهّابیّین على یقین بأنّ المذهب ( الاثنی عشر ) هو الذی سوف یجذبُ إلیه کلّ أهل‏السنَّه وکلّ‏الوهّابیّین فی المستقبل القریب ؛ وهّابیون به یقین دریافته‏اند ، تنها مذهبى که در آینده ، اهل‏سنّت و وهّابیّت را به طرف خود جذب خواهد کرد ، همان مذهب شیعه امامى است » همان . .
2 - آقاى شیخ ربیع بن محمّد ، از نویسندگان بزرگ سعودى مى‏نویسد : آن‏چه که باعث فزونى شگفتى من گردیده ، این است که برخى از برادران وهّابى و فرزندان شخصیّت‏هاى علمى و دانشجویان مصرى ، اخیراً به سراغ مکتب تشیّع رفته‏اند : « وممّا زاد عجبی من هذا الأمر أنّ إخواناً لنا ومنهم أبناء أحد العلماء الکبار المشهورین فی مصر ، ومنهم طلّاب علم طالما جلسوا معنا فی حلقات العلم ، ومنهم بعضُ الإخوان الذین کنّا نُحْسن الظنَّ بهم ؛ سلکوا هذا الدَرْب ، وهذا الاتّجاه الجدید هو ( التشیّع ) ، وبطبعه الحال أدرکت منذ اللحظه الأولى أنّ هؤلاء الإخوه - کغیرهم فی العالم الإسلامی - بهرتهم أضواء الثوره الإیرانیّه »
مقدّمه کتاب « الشیعه الإمامیّه فی میزان الإسلام » ، ص 5 . .
3 - شیخ‏محمّدمغراوى از دیگر نویسندگان مشهور وهّابى مى‏گوید : باگسترش مذهب تشیّع در میان جوان‏هاى مشرق زمین ، بیم آن‏را داریم که این فرهنگ در میان جوان‏هاى مغرب زمین نیزگسترده شود : « بعد . . . انتشارالمذهب الإثنی‏عشری‏فی‏مشرق العالم الإسلامی ، فخفت على الشباب فی بلاد المغرب . . . »
مقدّمه کتاب من سبَّ الصحابه ومعاویه فأُمّه هاویه ، ص 4 . .
4 - دکتر ناصر قفارى استاد دانشگاه‏هاى مدینه مى‏نویسد : اخیراً تعداد زیادى از اهل سنّت به طرف مذهب شیعه گرویده‏اند و اگر کسى کتاب « عنوان المجد فی تاریخ البصره ونجد » را مطالعه کند به وحشت مى‏افتد که چگونه برخى از قبایل عربى به صورت کامل ، مذهب شیعه را پذیرفته‏اند : « وقد تشیّع بسبب‏الجهود التی یبذلها شیوخ الإثنی عشریّه من شباب المسلمین ، ومن یطالع کتاب « عنوان المجد فی تاریخ البصره ونجد » یَهُولُه الأمر حیث یجدُ قبائل بأکملها قدتشیّعت »
مقدمه أُصول مذهب الشیعه الإمامیّه الاثنی عشریّه ، ج 1 ، ص 9 . .
5 - جالب‏تر ازاین‏ها سخن شیخ مجدى محمّد على‏محمّد نویسنده بزرگ وهّابى است که مى‏گوید : یکى از جوان‏هاى اهل سنّت با حالت حیرت ، نزد من آمد وانگیزه حیرت او را جویا شدم ، دریافتم که دستهاى شیعیان به وى رسیده است و این جوان سنّى تصوّر کرده که شیعیان ملائکه رحمت و شیر بیشه حق مى‏باشند : « جاءنی شابّ من أهل السنّه حیران ، وسبب حیرته أنّه قد امتدت إلیه أیدی الشیعه . . . حتّى ظنّ المسکین أنّهم ملائکه الرحمه وفرسان الحقّ »
انتصار الحق ، ص 11 و 14 .