عنوان: میر حامد حسین هندی
تاریخ: سه شنبه 27 فروردین 1392
شرح:

ولادت 


علاّمه میرحامد حسین هندی، در سال 1246 ق. در شهر «میرتهه» هند، در خانه سید محمد قلی به دنیا آمد. نام اصلی او را «مهدی» نهادند. سبب شهرتش به «میر حامد حسین» آن است که پدرش پیش ازآنکه خبر توّلد فرزندش را بشنود، در رؤیا جدّ خود «سید حامد حسین» را دیده بود، از این رو، فرزند نوزادش را به این نام مشهور کرد. 
میرحامد حسین وقتی به هفت سالگی رسید، پدرش او را به مکتب گذاشت. او مقدمات و دروس ابتدایی را خواند، آنگاه وارد مراحل بالاتری رسید. 
«مقامات حریری» و «دیوان متنّبی» را نزد مولوی «سیّد برکت علی صاحب»، و نهج البلاغه را در محضر مفتی «سید عباس شوشتری» آموخت و سپس به فراگیری علوم عقلی در نزد «سید مرتضی خلاصه العلماء» و علوم شرعی در محضر «سید محمد سلطان العلماء» و برادر او «سید حسین سیّد العلماء» پرداخت و پس از سالها تلاش و همّت، تحصیلات خود را با موفقیت به اتمام رساند. 


تلاش علمی و ماندگار 


جوامع اسلامی بویژه هندوستان، در دوران زندگی میرحامد حسین، بیش از پیش دچار آشوب و تفرقه شده بود. استعمارگران و دشمنان اسلام، همواره برای دست یافتن به اهداف شوم و غارتگرانه خود، دوست می‌داشتند که مسلمانان با هم اتّحاد نداشته باشند و مدام با خصومت زندگی کنند. بدین خاطر گاه دانشمندانی را در میان خود مسلمانان تحریک می‌کردند تا با نوشتن و یا گفتن حرفهایی تفرقه افکن و اختلاف آفرین، صفوف آنان را بر هم زنند و محیط زندگی برادرانه را تبدیل به بلوا و آشوب و سوء ظنّ و دشمنی سازند. 
علامه سیّد محمد قلی پدر میرحامد حسین، سالها عمر خود را صرف جواب دادن شبهات و تهمتهایی کرد که دشمنان اسلام، به دست برخی از دانشمندان مسلمان، علیه شیعه و مکتب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ شایع می‌کردند اکنون بعد از پدر نوبت به پسر صالح و خلف او یعنی علامه میرحامد حسین هندی رسیده بود. او مشاهده می‌کرد که چه افتراها و تهمتهایی بر شیعه می‌بندند که روح شیعه از آنها خبر ندارد ... این بود که تصمیم گرفت کمر همّت ببندد و همچون پدرش، در عرصه قلم و تحقیق و تتبّع و بیان حقائق اسلام و وقایع تاریخ اسلام، به دفاع از حق برخیزد و به تهمتهای مغرضانه و جاهلانه و خصومت آمیز دشمنان تشیّع، پاسخ دهد «تا سیه روی شود هر که در او غش باشد!» 
نخستین کارش، نقد، بررسی، تصحیح و تهذیب بعضی از کتابهای ارزشمند پدرش علاّمه سید محمد قلی، بود[1] چرا که بسیاری از آثار پدرش، در دفاع از مکتب شیعه و پاسخ به ایرادهای مخالفان تشیّع بود و شایسته بود که پسر دانشمند و فرزانه، آنها را تصحیح و چاپ و منتشر کند. میرحامد حسین سالهایی از عمر گرانمایه خود را در این راه صرف کرد و از این رهگذر، خدمات شایانی به عالم تشیع ارزانی داشت. آنگاه خود اقدام به نوشتن کتاب نمود. اینک به ذکر آنها می‌پردازیم: 
1. استقصاء الافحام، ده جلد و به فارسی است. مؤلف در این کتاب مطالبی را پیرامون قرآن کریم، حضرت مهدی (عج) شرح حال بسیاری از دانشمندان اهل سنّت و اصول و فروع دین، مطرح کرده است و پاسخی است به کتاب «منتهی الکلام» تألیف حیدر علی فیض‌آبادی حنفی، که مطالبی شبهه آمیز و بی‌اساس درباره شیعه داشت.[2] 
2. شوارق النصوص، پنج جلد در علم کلام. 
3. افحام اهل المین، ردّی است بر کتاب «ازاله الغین» تألیف حیدر علی فیض آبادی حنفی. 
4. اسفار الانوار، سفرنامه حج و کربلا. 
5. کشف المعضلات فی حلّ المشکلات. 
6. العضب البتار فی مبحث آیه الغاز. 
7. النجم الثاقب فی مسأله الحاجب، کتاب فقهی در موضوع ارث. 
8. الدرر السنیّه فی المکاتیب و المنشآت العربیه. 
9. زین الوسائل الی تحقیق المسائل، مسائل فقهی و گوناگون. 
10. الدّرایع، در شرح شرایع محقق حلّی.[3] 
11. عبقات الانوار فی مناقب الائمه الاطهار. 
این اثر بزرگترین و ارجمندترین کتاب اوست و از شاهکارهای علمی و اعتقادی شیعه بشمار می‌رود. مؤلف بزرگوار این کتاب عظیم و شگفت انگیز را در مناقب ائمه اطهار ـ علیهم السّلام‌ـ و در جواب کتاب ضدّ شیعی «تحفه اثناعشریه» نوشته است. 
کتاب خصومت برانگیز‌ «تحفه اثنی عشریه» (هدیه‌ای برای شیعیان دوازده امامی) را مولوی عبدالعزیز دهلوی (م 1239 ق) معروف به «سراج الهند» نوشته بود امّا چه تحفه‌ای و چه هدیه‌ای؟! او که از عالمان برجسته و فاضل شبه قارّه هند و از اهل سنت بود، بدون توجّه به آیات وحدت بخش قرآن و سفارشهای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در این کتابش، عقاید و آراء شیعه را بطور عموم و فرقه اثناعشریه را بالخصوص در اصول و فروع و اخلاق و آداب و تمامی معتقدات و اعمالشان به عباراتی خارج از نزاکت و کلماتی بیرون از آداب و سنن مناظره و به کتب نوآموزان ـ که به خطابه نزدیکتر است تا به برهان یا دست کم نقل صحیح مطالب ـ مورد حمله و اعتراض قرار داده ... کتاب را مملو از افتراآت و تهمتهای شنیعه ساخته است... و باعث تشتّت جبهه اسلامی هند شد. این کتاب در دل برادران مسلمان نسبت به یکدیگر کینه و نفرت پدید آورد و صفای مسجد و محراب، شکوه رمضان و عاشورا را کدر ساخت. ...[4] 
عبقات الانوار،[5] دارای دو منهج و هر منهج نیز مشتمل بر مجلّداتی چند است. منهج اوّل درباره اثبات دلالت آیاتی چند از قرآن مجید بر امامت است، از جمله آیه: 
« إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ» مائده/55. 
و آیه 
« الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ ... .» مائده/3 
و آیات فراوان دیگری که بر امامت شرعی و الهی ائمه اهل بیت عصمت و طهارت (امام علی و فرزندان معصومش ـ علیهم السّلام ـ) دلالت می‌کند. همه را مورد بحث عالمانه و محققانه و گسترده قرار داده است. گفته‌اند این مجلد هنوز به چاپ نرسیده است و در کتابخانه عظیم مؤلف دانشمندش، در شهر لکهنو نگهداری می‌شود. 
منهج دوّم کتاب، درباره احادیث دوازده‌گانه‌ای است که مولوی عبدالعزیز دهلوی در کتاب تحفه اثناعشریه، مغرضانه اصل یا تواتر آنها را انکار و اشکالاتی بر این احادیث شیعی وارد کرده بود. این منهج از کتاب شگفت‌آور و عظیم عبقات الانوار، 30 جلد است که حدود دوازده جلد آن در هندوستان و ایران به چاپ رسیده است. هر یک از احادیث دوازده‌گانه، خود یک مجلّد و برخی از این مجلّدات هم در چنین جلد به سبک قدیم و سنگی چاپ شده است بدین شرح: 
مجلد اوّل از منهج دوّم، در مورد حدیث غدیر. 
مجلد دوّم، در موضوع حدیث منزلت. 
مجلد سوّم، درباره حدیث ولایت. 
مجلد چهارم، درباره حدیث طیر. 
مجلد پنجم، به شرح و پیان حدیث «انا مدینه العلم و علیّ بابها...». 
مجلد ششم، درباره حدیث تشبیه. 
مجلد هفتم، درباره حدیث «من ناصب علیاً لخلافه فهو کافر». 
مجلد هشتم، در بیان حدیث نور «کنت انا و علی نوراً...» 
مجلد نهم، درباره حدیث «رایت». 
مجلد دهم، در موضوع حدیث «انّک تقاتل علی تأویل القرآن ...». 
مجلد یازدهم، در مورد حدیث «الحقّ مع علیّ ...». 
مجلد دوازدهم، درباره حدیث ثقلین. 


عبقات الانوار از نگاه بزرگان 


بزرگان علم و تحقیق، بر عظمت کتاب عبقات الانوار اقرار کرده‌اند و آن را به دیگران نیز شناسانده‌اند: 
1. علاّمه بزرگ شیعی، شیخ عبدالحسین امینی صاحب کتاب الغدیر، درباره عبقات می‌گوید: 
بوی دلپذیرش در تمامی جهان پیچیده و آوازه‌اش از خاور تا باختر را فرا گرفته است، هر کس آن را دیده، دانسته که کتاب اعجاز آمیز روشنگری است که هیچ باطلی در آن راه ندارد، و من در نوشتن الغدیر از دانشهای با ارزش نهفته در آن بهره فراوان بردم.[6] 
2. علاّمه شیخ آقا بزرگ تهرانی درباره آثار میرحامد حسین بویژه عبقات می‌نویسد: 
کتابهای با عظمت و مفید میرحامد حسین، دریای ژرف نگری و باریک بینی را پر موج گردانده است... مهمترین و پرآوازه‌ترین اثر او «عبقات الانوار» در مناقب ائمّه اطهار ـ علیهم السّلام ـ است ... 
و میرحامد حسین تمام حقایقی را که «دهلوی» در باب امامت منکر شده با بهره‌گیری از احادیث و اخباری که از طریق اهل سنّت نقل شده، ثابت کرده است.[7] 
3. امام خمینی در سال 1320 شمسی/1363 قمری که هنوز تمام مجلّدات عبقات چاپ نشده بود، پس از بحث در موضوع حدیث غدیر، می‌نویسد: 
«... هر کس بخواهد اطلاع از چگونگی حدیث غدیر پیدا کند، باید رجوع کند به کتاب عبقات الانور سید بزرگوار میرحامد حسین هندی ، که چهار جلد بزرگ در حدیث غدیر تصنیف کرده و چنین کتابی تا کنون نوشته نشده و عبقات الانوار در امامت از قراری که شنیده شده، سی جلد است و آنچه که ما دیدیم، هفت ـ هشت جلد است و در ایران شاید تا پانزده جلد از آن پیدا شود و اهلِ سنّت درصدد جمع این کتاب و تضییع آن هستند و ما ملّت شیعه در خواب هستیم تا آن وقت که یک چنین گنج پرقیمت و گوهر گرانبهائی از دست برود! اکنون قریب دو سال است (دو سال قبل از 1363 ق) که به ملت شیعه به تجدید طبع این کتاب پیشنهاد شده و به خونسردی تلقی شده است. با این وصف با خواست خدا جلد غدیر در تحت طبع است.[8] لکن بر علماء شیعه بالخصوص و دیگر طبقات لازم است که این کتاب بزرگ را که بزرگترین حجّت مذهب است نگذارند از بین برود و به طبع آن اقدام کنند.»[9] 
4. استاد محمد رضا حکیمی درباره عبقات الانوار می‌نویسد: 
«و به راستی کتاب عبقات، عظیم است. آن اقیانوس بی‌کران و آن دریای ژرف، این کتاب است این چنین کتابی در دیگر آفاق بشری و فرهنگ ملتها نیز همانند ندارد... کتاب «عبقات» با مجلدات بسیارش، یکی از والاترین نمونه‌های کار خود انسانی و پشتکار و مسئوولیت بشری است، و یکی از ارجمندترین سندهای ...»[10] 


رنجها 


علاّمه میرحامد حسین، کتاب عبقات را به سادگی و آسانی و رفاه و خدمه و گروه تحقیق ننوشت، او در راه تألیف چنین کتاب عظیمی، خود به تنهایی سخت‌ترین سفرها و پرزحمت‌ترین کارها را عاشقانه پذیرفت. زیرا همه اسناد و منابع تتبّع و تحقیق را در اختیار نداشت، بویژه کتابها و منابع اهل سنت را. 
گاهی به عنوان خادم و کارگر در یکی از روستاهای دور افتاده شهر مکّه به خانه عالمی سنّی وارد شد تا در کتابخانه او به کتابی که دنبالش می‌گشت، دست یابد و موفق هم شد.[11] 
وقتی هم فرزند جوانش از دنیا رفت، مراسم کفن و دفن و تشییع و مجلس سوگواری را به دیگران واگذارد تا یک ساعت هم که شده وقتش را جز در تألیف عبقات الانوار صرف نکند.[12] و یک وقت هم، به مصر رفت و کتابی را که می‌خواست پیدا کرد و با کشتی برگشت، در کشتی مشغول مطالعه کتاب بود که باد تندی کتاب را از دستش گرفت و به دریا افکند و سید به دنبال کتاب خود را به دریا زد و کتاب را گرفت! ... وقتی همسفران او را گرفتند و در کشتی نشاندند و سؤال کردند که چرا خودت را به دریا پرت کردی؟ کتاب را نشان داد و جواب داد: به خاطر این کتاب! این کتاب هنوز هم درکتابخانه ناصری نگهداری می‌شود.[13] 


وفات 


سرانجام، فرزانه بزرگ شیعه و مدافع مجاهد اهل بیت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ سیّد بزرگوار میرحامد حسین موسوی هندی، در هیجدهم صفر سال 1306، در لکهنو چشم از جهان فرو بست و در حسینیه خود دفن شد.[14] 


پی نوشتها:


[1] . نجوم السّماء، ج 1، ص 24 ـ 25؛ نقباء البشر، آقا بزرگ تهرانی، ج 1، ص 347. 
[2] . نجوم السّماء، ج 1، ص 28 ـ 29؛ نقباء البشر، ج 1، ص 349؛ الذریعه، آقا بزرگ تهرانی، ج 2، ص 31. 
[3] . نجوم السّماء، ج 2، ص 31 و مجلّدات مختلف الذریعه بر اساس نام کتابها. 
[4] . میرحامد حسین، محمد رضا حکیمی، ص 86 ـ 88. 
[5] . عبقات الانوار، به معنی «گلها و شکوفه‌های خوشبو» است. 
[6] . الغدیر، علامه امینی، ج 1، ص 157. 
[7] . نقباء البشر، ج 1، ص 348. 
[8] . که بعدها در ده جلد وزیری چاپ و منتشر شد. 
[9] . کشف الاسرار، امام خمینی، ص 178. 
[10] . میرحامد حسین، ص 95، 96. 
[11] . کیهان فرهنگی، شماره 50، ص 39. 
[12] . مجله پیام انقلاب، شماره 15، ص 9. 
[13] . مجله عشّاق اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ، محرم و صفر 1415، ص 36. 
[14] . علماء معاصرین، ملا علی واعظ خیابانی تبریزی، ص 31؛ اعیان الشیعه، سید محسن امین عاملی، ج 4، ص 381.