شبهات وهابیت در یک نگاه » آیا در کتابهاى اهل سنت درباره یورش به خانه وحى یعنى خانه فاطمه زهرا( س ) اشاره‏اى شده است؟
عنوان: آیا در کتابهاى اهل سنت درباره یورش به خانه وحى یعنى خانه فاطمه زهرا( س ) اشاره‏اى شده است؟
تاریخ: چهارشنبه 25 اردیبهشت 1391
شرح:

آرى جریان جسارت به پاره تن رسول الله یعنى سیده نساء العالمین حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهراء روشن‏تر از این است که نیاز به شواهد و ادله باشد و مؤلفان کتب حدیث و تاریخ و رجال از اهل سنت با اینکه بناى بر سانسور و بعضاً پنهان داشتن حقایق داشته‏اند ، باز هم نتوانسته‏اند تمامى آنچه را که اتفاق افتاد مخفى کنند لذا با شرمندگى و احتیاط هر یک به گوشه‏اى از آن فاجعه اشاره کرده‏اند؛ بعضى به آوردن آتش توسط خلیفه ثانى ،«و معه قبس من نار» تاریخ طبرى ، ج 3 ، ص 101؛ مصنف ابن ابى شیبه ، ج 7 ، ص 432؛ العقد الفرید ، ج 4 ، ص 260 ، چاپ مصر سال 1381 ه' ، انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 268 .
‏ بعضى دیگر به محاصره و حمله مسلحانه به خانه حضرت فاطمه ( س )؛ «ثم قام عمر ، فمشى و معه جماعه حتى اتوا باب فاطمه . . .و بقى عمر و معه قوم فاخرجوا علیاً . . .» الامامه و السیاسه ، ج‏1 ،ص‏12 .
‏ گروهى هم به سقط جنین و لگد زدن عمر بن الخطّاب به فاطمه زهرا اشاره کرده‏اند؛
‏ «ان عمر رفَسَ‏فاطمه حتى أسقطت محسناً» سیراعلام النبلاء ، ج 15 ، ص 578؛ لسان المیزان ، ج 1 ، ص 373؛ میزان الاعتدال ، ج 1 ، ص 139 .
‏ و عده‏اى به هتک حرمت ایشان و شکسته شدن استخوان پهلو و پایمال کردن حقوق و ارث ایشان اشاره دارند ، «و قد دخل الذل بیتها و انتهکت حرمتها و غصب حقها و منعت ارثها ، و کسر جنبها ، و اسقطت جنینها» فرائد السمطین ، ج 2 ، ص 34؛ جوینى شافعى ، متوفى سال 722 ، او شیخ و استاد شمس‏الدین ذهبى است .
‏ گروهى دیگر به عذر خواهى عمر و ابوبکر از ایشان بعد از فاجعه - که خود دلیل گویا بر اصل جریان است - اشاره دارند:
‏ «فقال عمر لابى بکر انطلق بنا الى فاطمه ، فانا قد اغضبناها ، فانطلقا جمیعاً ، فاستأذنا على فاطمه ، فلم تاذن لهما ، فأتیا علیاً فکلمّاه ،فادخلهما علیها فلما قعدا عندها ، حولت وجهها الى الحائط فسلَّما علیها فلم ترد علیهما ، السلام .» الامامه والسیاسه ، ج‏1 ،ص‏12 .
‏ «عمر به ابوبکر گفت: برویم به حضور فاطمه زهرا ، زیرا که ما ایشان را به خشم آورده ، ناراحت کردیم ، پس اذن خواستند ، حضرت فاطمه ( س ) اذن نداد ، خدمت امیرالمؤمنین على ( ع ) آمده و ایشان را واسطه قرار دادند چون وارد منزل و به حضور حضرت زهرا مشرف شدند ، حضرت فاطمه از آن دو روى برگردانید و جواب سلام آن دو را نداد .»
‏ ذهبى مى‏گوید: «اتى ابوبکر فاستاذن ، فقال علی: یا فاطمه ، هذا ابوبکر ، یستأذن علیک ، فقالت: اتحب ان اذن له؟ قال: نعم ، فاذنت له ، فدخل علیها یترّضاها .» سیراعلام النبلاء ،ج‏2 ،ص‏121 .
‏ «ابوبکر خدمت على بن ابى طالب آمد و طلب اذن براى زیارت و عذر خواهى از حضرت فاطمه را نمود ، حضرت على به فاطمه زهرا فرمود: ابوبکر اذن مى‏طلبد ایشان عرض کرد: آیا دوست دارى به او اذن دهم؟ فرمود: آرى؛ پس ابوبکر اذن یافت و وارد شد ، و شروع به طلب رضایت و عذر خواهى کرد .» دقت کنید: که ذهبى جریان عذر خواهى و پشیمانى را چگونه با احتیاط و سانسور شدید نقل مى‏کند ، به گونه‏اى براى خواننده و مطالعه کننده اصل جریان و حادثه کاملا روشن و واضح نشود .
‏ بعضى به پشیمانى خلیفه اول به هنگام مرگ از یورش به خانه وحى اشاره دارد:
‏ «وددت انى لم اکشف بیت فاطمه و ترکته و ان اغلق على الحرب .» المعجم الکبیر ، ج‏1 ،ص‏62؛ شماره حدیث 43 ، کتاب الاموال بن سلام ص‏174متوفى 224ه$ - ولى این عبارت را تغییر داده و به جاى آن کلمه «کذا و کذا» آورده است .
‏ «اى کاش خانه فاطمه را رها مى‏کردم وبه آن یورش نمى‏بردم و آن را باز نمى‏کردم هر چند بسته شدن آن بعنوان اعلام جنگ با من باشد .»