سوالات بی جواب » عائشه و امهات المؤمنین
عنوان: عائشه و امهات المؤمنین
تاریخ: شنبه 25 اردیبهشت 1391
شرح:

سؤال 57: آیا صحیح است آنچه را که بخارى و ذهبى و دیگران مى گویند: زنان پیامبر اکرم دو حزب بودند؟ یک حزب به سرکردگى عائشه و حفصه، و حزب دیگر در آن ام سلمه و سائر زنان پیامبر ـ صلى الله علیه و سلّم ـ بودند([128]) و حکومتها از حزب عائشه حمایت مى کردند; نمونه ها:

1 ـ خلیفه دوم به هر کدام از زنان پیامبر ده هزار درهم (یا دینار) مستمرى مى داد ولى به عائشه دو هزار بیشتر از دیگران.

2 ـ معاویه یک حواله صدهزار ـ درهم ـ (یا دینارى) براى عائشه فرستاد.

3 ـ همو: یک گردنبند که بهاى آن صدهزار بود، براى عائشه فرستاد.

4 ـ عبداللّه بن الزبیر مبلغ صدهزار براى عائشه حواله کرد.([129])



سؤال 58: آیا صحیح است که مى گویند حضرت عائشه قبل از ازدواج با پیامبر اکرم، شوهر کرده، و نام همسرش جبیر بود و ابوبکر(رضی الله عنه) او را باز پس گرفته و پس از گرفتن طلاق، او را به عقد پیامبر اکرم درآورده است؟

و مى گویند علت تأکید فراوان عائشه بر اینکه من بِکر بودم، شاید دفع این احتمال باشد.

«ابن سعد: خطب رسول الله ـ صلى الله علیه و سلّم ـ عائشه الى أبی بکر الصدیق: فقال: یا رسول الله، انی کنت اعطیتها مطعماً لابنه جبیر، فدعنی حتّى أسلَّها منهم فاستلها منهم فطلقها، فتزوجها رسول الله ـ صلى الله علیه و سلّم ـ»([130]).

البته ـ تا آنجا که مى دانم ـ احدى از شیعه این عقیده را ندارد، و در هیچ یک از کتابهاى آنان این مطلب یافت نمى شود، ولى متأسفانه در این کتاب، که از قدیمى ترین ـ منابع ما اهل سنت است، این قصه آمده است.

ذهبى از عائشه نقل مى کند: «لقد أعطیت تسعاً ما أعطیتها امرأه بعد مریم: لقد نزل جبرئیل بصورتی... ولقد تزوجنی بکراً وما تزوج بکراً غیری.. وإن کان الوحی لینزل علیه وانی لمعه فی لحافه...»([131]).



سؤال 59: آیا صحیح است که مى گویند به دستور عائشه، ام المؤمنین از آوردن جنازه سید شباب اهل الجنه (سرور جوانان اهل بهشت; حضرت حسن(رضی الله عنه) کنار قبر پیامبر اکرم ـ صلى الله علیه و سلّم ـ جلوگیرى شد؟

در حالیکه خود عائشه ـ رضى الله عنها ـ درخواست کرد که جنازه سعدبن أبى وقاص را به مسجد پیامبر آورده و بر آن نماز گذارند.([132]) آیا عائشه ام المؤمنین نبوده یا حضرت حسن(رضی الله عنه) جزء مؤمنین نبود؟ یا نسبت به فرزندان پیامبر ـ صلى الله علیه و سلّم ـ کینه و دشمنى داشت؟



سؤال 60: آیا صحیح است که مى گویند ابن زبیر، عائشه ـ رضى الله عنها ـ را فریب داد تا غائله جنگ جمل و خونریزى و کشتار میان مسلمین را به راه اندازد. چنانچه این حقیقت تلخ را عبداللّه بن عمر به عائشه گوشزد مى کند.

ذهبى مى گوید: قالت عائشه اذا مرَّ ابن عمر، یا ابا عبدالرحمن ما منعک أن تنهانی عن سیری؟ قال: رأیت رجلا قد غلب علیک ـ یعنى ابن الزبیرـ([133]).

با این حقایق تاریخى، چرا ما غائله جنگ جمل را توجیه، و ساحت آتش افروزان را پاک و دامن توطئه گران را تطهیر و جریان جمل را به مردى افسانه اى و خیالى به نام عبدالله سبا نسبت مى دهیم؟ چرا عبدالله بن زبیر و... را از صحنه توطئه دور مى دانیم؟



سؤال 61: مى گویند: جناب عائشه مطالبى را که در آن تنقیص و توهین و سبک کردن پیامبر ـ صلى الله علیه و سلّم ـ است. به عنوان روایت نقل مى کند. که البته براى هر انسان غیرتمندى غیرقابل تحمّل است و از شنیدن آن ابا دارد([134])، و بعضى از آنها نیز قطعاً دروغ است و با موازین شرع و سیره پیامبر تناسب ندارد.

1 ـ عائشه مى گوید: تزوجنی بکراً ; هنگام ازدواج من بکر بودم.

2 ـ همو مى گوید: کان رسول الله یأتیه الوحی، وانا وهو فی لحاف([135]) هنگامیکه زیر یک لحاف بودیم وحى بر پیامبر ـ صلى الله علیه و سلّم ـ نازل مى شد.

3 ـ إن عائشه تخبر الناس انه ـ صلى الله علیه و سلّم ـ کان یقبّل وهو صائم([136]). عائشه روایت مى کند پیامبر اکرم همسر را مى بوسید در حالیکه روزه بود.

4 ـ عائشه: دخل علىٌّ رسول اللّه وعندی جاریتان تغنّیان بغناء بعاث فاضطجع على الفراش وحوّل وجهه ودخل ابوبکر فانتهرنی، وقال: مزماره الشیطان عند النبی فأقبل علیه رسول اللّه وقال: دعها، فلّما غفل، غمزتهما فخرجتا.([137]) روزى پیامبر بر من وارد شد در حالیکه دو کنیز مشغول آواز خواندن بودند، حضرت بدون توجه به آنان به بستر خود رفته و خوابید، ناگهان ابوبکر وارد شده و مرا نهیب داده و گفت: موزیک شیطان در خانه پیامبر!! حضرت به او فرمود: به آنها کارى نداشته باش ـ یعنى بگذار به ساز و آواز خود ادامه دهند ـ همین که ابوبکر کمى غفلت کرد به دو خواننده اشاره کردم که صحنه را ترک کنند.

5 ـ تماشا و مشاهده رقص: عن عائشه: قالت: وکان یوم عید یلعب السودان بالدَّرق والحراب، فإما سألتُ النبى ـ صلى الله علیه و سلّم ـ وإما قال: تشتهین، تنظرین؟ فقلت: نعم، فأقامنی وراءه، خدی على خده وهو یقول: دونکم یا بنی أرفده حتى مللت قال: حسبک قلت: نعم: فقال: فاذهبی([138]).

6 ـ وعنها جاء حبش یزفنون فی یوم عید فی المسجد، فدعانی النبی فوضعت رأسی على منکبه، فجعلت أنظر الى لعبهم حتى کنت أنا التی أنصرف عن النظر الیهم.([139])

یعنى گروهى از حبشه در روز عید به مسجد آمده و در حالیکه مى رقصیدند پیامبر مرا ـ عائشه ـ را فراخواند و سر مرا به شانه خود گذاشته و به تماشاى آنان پرداختم.

عسقلانى مى گوید این جریان ـ رقص احباش ـ سال هفتم هجرى یعنى به هنگامیکه عائشه شانزده ساله بود اتفاق افتاد.([140])

7 ـ عن عائشه: کنت بین یدی رسول اللّه ورجلای فی قبلته ـ مزاحمه لسجدته ـ فإذا سجد غمزنی فقبضت رجلی، فاذا قام بسطتها([141]).

عائشه مى گوید: در برابر پیامبر اکرم دراز کشیده و مى خوابیدم. و دوپایم را در محل سجده پیامبر قرار مى دادم. چون ایشان به سجده مى رفت مرا «منگوش» مى گرفت!! پس فوراً پایم را جمع مى کردم. و چون پیامبر ـ براى رکعت دیگرى ـ برمى خواست دوباره پایم را دراز مى کردم.



سؤال 62: آیا درست است که مى گویند نظر عائشه ـ رضى الله عنها ـ جواز رضاع کبیر، بود. یعنى براى محرم شدن کافى بود مردى از سینه زنى پنج مرتبه شیر بخورد، آن وقت آن زن مادر او، خواهر آن زن خاله او مى شود... و جناب عایشه اگر دوست داشت مردى را ببیند و اجازه ورود به خانه اش بدهد، دستور مى داد تا نزد دختران خواهرش ـ اسماء ـ برود و شیر بخورد، تا محرم او بشود! ولى ام سلمه و سایر زنان پیامبر ـ صلى الله علیه و سلّم ـ به شدت با این نظر مخالفت مى کردند

ابو داود مى گوید: عن عائشه وام سلمه أنّ ابا حذیفه کان تبنّى سالماً وأنکحه ابنه أخیه... فجاءت امرأه أبی حُذیفه فقالت: یا رسول اللّه: انا کنا نرى سالما ولدا وکان یأوی معی، ومع أبی حذیفه فی بیت واحد ویرانی فضلا([142]) وقد أنزل اللّه فیهم ما قد علمت، فکیف ترى فیه؟ فقال لها النبی ـ صلى الله علیه و سلّم ـ أرضعیه، فأرضعته خمس رضعات فکان بمنزله ولدها من الرضاعه، فبذلک کانت عائشه تأمر بنات أخواتها وبنات إخوتها أن یرضعن من أحبّت عائشه أن یراها ویدخل علیها وإن کان کبیراً، خمس رضعات ثم یدخل علیها وأبت اُمّ سلمه وسائر ازواج النبی أن یدخلن علیهنّ بتلک الرضاعه أحداً حتى یرضع فی المهد.»([143])



سؤال 63: آیا صحیح است که مى گویند عائشه مصحف خاصى داشته و آنرا مصحف عائشه مى نامیدند([144]).

و همچنین بعضى صحابه، مصحف هائى داشتند: مصحف سالم مولى حذیفه، و مصحف ابن مسعود، و مصحف أبى بن کعب، مصحف مقداد، مصحف معاذ بن جبل، و مصحف أبو موسى أشعرى([145]).

این مصحفها با مصحف فاطمه و مصحف على چه فرقى دارد؟ و چرا از این جهت ما به شیعه اشکال مى کنیم؟.



سؤال 64: آیا صحیح است که بعضى از صحابه پیامبر اکرم همانند مسطح بن أثاثه، و حسان بن ثابت و حمنه([146]) ـ عائشه ـ رضى الله عنها ـ را متهم به فحشاء و زنا نمودند و پیامبر اکرم نیز حدّ بر آنان جارى کرد. و در هیچ یک از کتابهاى شیعه این اتهام و نسبت ناروا یافت نمى شود. و در عین حال ما این تهمت را ـ به دروغ ـ به شیعه نسبت مى دهیم! راستى انگیزه این دروغگوئى و تهمت ناروا چیست؟



سؤال 65: آیا صحیح است که ام المؤمنین عائشه ـ رضى الله عنها ـ بیست هزار نفر از مؤمنان، و اولاد خود را در جنگ جمل به قتل رسانیده و به کشتن داد و اگر کسى به او اعتراض مى کرد، به شدّت با او برخورد مى کرد؟ چنانچه با ام اوفى برخورد تندى کرده و او را دشمن خدا خوانده و دستور داد او را از محفل طرد کنند، ابن عبد ربه مى گوید:

دخلتْ ام أوفى العبدیه بعد الجمل على عائشه، فقالت لها: ما تقولین فى إمرأه قتلت إبناً لها صغیراً؟ قالت: وجبت لها النار. قالت: فما تقولین فى إمراه قتلت من اولادها ألاکابر عشرین ألفاً فى صعید واحد؟ قالت: خذوا بید عدوّه اللّه.([147])

سؤال 66: آیا صحیح است که مى گویند بعضى از همسران پیامبر اکرم أمهات المؤمنین، مرتد شده و از دین اسلام برگشته و کافر شدند. همانند قتیله خواهر اشعث ابن القیس، که پس از عقد و تزویج، با او چون خبر رحلت پیامبر اکرم را شنید از دین برگشته و کافر شدو عکرمه فرزند ابوجهل با او ازدواج کرد. و ابوبکر خواست عکرمه را به جرم ازدواج با او، به آتش بکشد.

اگر این جریان واقعیت داشته باشد چرا ما براى تمامى نساء النبى ـ صلى الله علیه و سلّم ـ حرمت قائل هستیم و آنانرا فوق انتقاد و اشکال مى دانیم و همه را اهل بهشت و مصون از هرگونه گناه مى پنداریم.

ابن الاثیر مى گوید: «ان النبى توفى و قد ملک امراه من کنده یقال لها قتیله، فارتدت مع قومها فتزوجها بعد ذلک عکرمه بن أبى جهل بکراً، فوجد ابوبکر من ذلک وجداً شدیداً».([148])



سؤال 67: آیا صحیح است حضرت عمر ـ رضى الله عنه ـ بعضى زنان پیامبر ـ صلى الله علیه و سلّم ـ را از زوجیت و ام المؤمنین بودن ـ پس از رحلت پیامبر ـ خارج کرد. چنانچه طحاوى این مطلب را از غلابى نقل مى کند:

عن الشعبى: «إن نبی الله صلى الله علیه و سلم تزوج قتیله بنت قیس و مات عنها ثم تزوجها عکرمه، فأراد ابوبکر أن یقتله. فقال له عمر انّ النبی: لم یحجبها و لم یقسِّم لها و لم یدخل بها و ارتدت مع اخیها عن الاسلام و برئت من الله تعالى و من رسوله. فلم یزل به حتى ترکه.([149])

ففى هذا الحدیث ان ابابکر أراد أن یقتل عکرمه لمّا تزوج هذه المراه لأنها کانت عنده من أزواج النبی اللاتی کنَّ حرمن على الناس بقول الله تعالى: و ما کان لکم أن توذوا رسول الله...

و أن عمر أَخرجها من أزواج النبى بردَّتها التى کانت منها. اذ کان لا یصلح لها معها أن تکون للمسلمین([150])

یعنى ابوبکر(رضی الله عنه) مى خواست عکرمه را اعدام کند، چون با یکى از زنان پیامبر ـ صلى الله علیه و سلم ـ که بر مردم حرام هستند ازدواج کرده.

و عمر ـ رضى الله عنه ـ نیز او را از مقام زوجیت و همسرى پیامبر اکرم در اثر ارتداد او انداخت، چون با این ارتداد صلاحیت ام المؤمنین را نداشت.

.............................................................

[129] . سیر اعلام النبلاء 2 ـ 143 و 187.
[130] . الطبقات الکبرى 8: 59.
[131] . سیر اعلام النبلاء 2: 141 و 140.
[132] . سیر اعلام النبلاء 2: 605 ـ طبقات إبن سعد 3: 148.
[133] . سیر اعلام النبلاء 2: 193.
[134] . سیر اعلام النبلاء 2: 193 و 191 و ـ 172.
[135] . همان.
[136] . بخارى 2: 2 کتاب العیدبن باب الحراب والدرق یوم العید و ج 4: 47 ـ کتاب الجهاد، باب الدرق: صحیح مسلم 2: 609 کتاب صلاه.
[137] . بخارى 2: 2 کتاب العید بن باب الحراب والدرق یوم العید وج 4: 47 ـ کتاب الجهاد، باب الدرق صحیح مسلم 2: 609 کتاب صلاه العیدین بـ 4 باب الرخصه فى اللعب ج 19.
[138] . بخارى 1: 169 ـ کتاب العیدین ب 2.
[139] . مسلم 2: 609 کتاب صلاه العیدین.
[140] . شرح نووى 6: 186.
[141] . البخارى 1: 107 / کتاب الصلاه، باب الصلاه على الفرائض. وص 136 باب التطوع فى خلف المرأه و ص 138 باب هل یغمز الرجل امراته عند السجود. و ج»: 81 / کتاب الصلاه باب ما یجوز من العمل فى الصلاه. صحیح مسلم 2: 367 کتاب الصلاه باب 51 الاعتراض بین یدى المصلی ج 272.
[142] . مبتذله فی ثیاب المهنه (لباس کار، یا لباسى که پوشش کامل نیست و مخصوص منزل است).
[143] . سنن ابى داود 2: 222 ـ مسلم / کتاب الرضاع باب 7: 4 ـ 251 دارمى 2: باب 59 ح 2257: 210 ـ سنن ابن ماجه 1 باب 36 ـ رضاع الکبیر 1943: 625 ـ مصنف عبدالرزاق 7: 460 و 13886.
[144] . تفسیر نسائى 2: 370 ـ تفسیر بغوى 2: 331.
[145] . اسد الغابه 4: 216.
[146] . اسدالغابه 5: 428 (کانت ممن قال فی الافک على عائشه(رضی الله عنه).. انها جلدت مع من جلد فیه). و ج 4: 355 (شهد مسطح بدراً و کان ممن خاض فی الافک على عائشه فجلده النبى ـ صلى الله علیه و سلم ـ فیمن جلده. و ج 2 ص 6 و کان حسان ممن خاص فی الافک فجلد فیه)
[147] . العقد الفرید 4: 305.
[148] . اسدالغابه 7: 240 ـ المستدرک على الصحیحین 4: 40 کنز العمال 13: 304 ـ دلائل النبوه 7: 288. الاصابه 8: 292 ـ عن إبن عباس: ان النبى، تزوّج قتیله أخت الاشعث و مات قبل ان یخبرها و هذا موصول قوی الاسناد.
[149] . مشکل الاثار 2: 119.
[150] . مشکل الاثار 2: 123 ـ دلائل النبوه 7: 288.