مقالات » اهل بیت علیهم السلام » اهل بیت علیهم السلام و آیه تطهیر
نام مقاله: اهل بیت علیهم السلام و آیه تطهیر
مؤلف: جعفر مرتضی عاملی
نوع: عمومي
تاریخ: جمعه 25 اردیبهشت 1391
دانلود مستقيم ()


گفته‏ها و نظریات

کلمه «اهل‏البیت» در موارد بسیار زیادى از سخنان رسول اکرم(ص) براى گروه خاصى که به آن حضرت(ص) منسوبند، به کار رفته است. براى اینان (اهل البیت) اوصاف و ویژگى‏هایى بیان گشته، منزلتى شایان قرار داده شده و در قبال آنان، حقوق و مسؤولیت‏هاى فراوان و گوناگون و در عین حال مهم و خطیر بر عهده امت گذاشته شده‏است.
در قرآن نیز در موارد گوناگون و با تعابیر مختلف از همین گروه سخن به‏میان آمده‏است. یکى از آن تعابیر «اهل‏البیت» است. از آن جایى که گروهى به عمد یا سهو در تعیین منظور قرآن از کلمه «اهل‏البیت» به راست و چپ رفته‏اند، لازم دیدیم که دقیقاً به بحث و بررسى درباره این مطلب بپردازیم. ازخداوند متعال یارى مى‏جوییم و بر او توکّل مى‏کنیم و بحث را به حول و قوه او پى مى‏گیریم.
رسول اکرم(ص) منظور از تعبیر «اهل‏البیت» را در یکى از مواردى که در قرآن آمده، به شکلى غیرقابل تشکیک و تأویل تبیین کرده‏است، اما با کمال تعجب باید گفت: این تصریحات هم نتوانسته است ریشه اختلاف را از بین ببرد؛ و دلیلِ آن، وجودِ افرادى است که اصرار دارند در این مورد یا موارد دیگر به صورت آشکار و پنهان و بنا به دلایلى با رسول خدا(ص) مخالفت کنند! تفصیل مطلب را در مباحثى که در پى مى‏آید بیان خواهیم کرد.



اهل‏بیت در قرآن

لفظ «اهل‏بیت» سه بار در قرآن کریم آمده است:

مرتبه اول،
در داستان موسى(ع)، آن گاه که نوزادى کوچک بود و خانواده فرعون او را پیدا کردند تا در آینده، دشمن و مایه اندوهشان باشد و پستان هیچ زنى را به دهان نگرفت و خانواده فرعون در کارش درمانده شدند. آن‏گاه خواهر موسى(ع) به آنان گفت:
هَلْ أدُلُّکُم عَلى أهلِ‏بَیْتٍ یَکْفُلُونَه لَکُم وَهُم لَهُ ناصِحُونَ فَرَدَدْناهُ إِلَى أُمِّهِ کَىْ تَقَرَّ عَینها وَلا تَحْزَنَ؛(1)
آیا مایلید که من شما را به خانواده‏اى که دایه این طفل شوند و او را با مهربانى تربیت کنند راهنمایى کنم؟ بدین وسیله ما موسى را به مادرش برگرداندیم تا دیده‏اش به جمال موسى روشن شود و حزن و اندوهش برطرف گردد.
در این آیه بیانى وجود ندارد که مشخص سازد: منظور خواهر موسى(ع) از این تعبیر چه بود؟ آیا منظورش تمام کسانى بودند که با آن خانواده قرابت و خویشاوندى داشتند یا بعضى از آنان؟ و آیا منظورش فقط قرابت نسبى است یا نسبى و سببى؟ یا علاوه بر قرابت نسبى و سببى کسانى را که از راه ولاء و یا تربیت هم به خانواده منتسب هستند در برمى‏گیرد؟
گذشته از این، لفظ اهل‏بیت به صیغه نکره آمده است نه به صیغه معرفه، یعنى اهل‏البیت.

مرتبه دوم،
در داستان ابراهیم(ع)، آن گاه که همسرش از بشارت فرشتگان که به‏او مژده دادند اسحاق و پس از او یعقوب را به دنیا خواهد آورد به شگفت آمد. ملائکه به او گفتند:
أَتَعْجَبِینَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ رَحْمَهُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ إِنَّهُ حَمِیدٌ مَجِیدٌ؛(2)
فرشتگان به او (زن ابراهیم) گفتند: آیا از کار خدا عجب دارى؟ (عجب مدار که) رحمت و برکات خدا مخصوص شما اهل‏بیت است؛ زیرا خداوند بسیار ستوده صفات و بزرگوار است.
در این آیه مبارکه همسر ابراهیم(ع) از اهل البیت شمرده شده است؛ زیرا او در این آیه مورد خطاب قرار گرفته است، امّا این نمى‏تواند دلیل این مطلب باشد که همسر هم در تمام مواردى که لفظ اهل البیت اطلاق شده، حتى در مواردى هم که قرینه مناسب براى تعیین مقصود وجود ندارد، جزء اهل‏بیت است؛ زیرا توجیه خطاب در آیه فوق‏الذکر به همسر ابراهیم(ع) مى‏تواند قرینه‏اى براى داخل شدن وى در زمره اهل‏بیت باشد، اما نمى‏تواند دلالت کند بر این که کلمه اهل البیت، همسر را هم در برمى‏گیرد، به گونه‏اى که به مجرد شنیدن این کلمه و بى هیچ قرینه‏اى، باید به ذهن شنونده تبادر کند. در مباحث آتى بحث بیش‏ترى درباره این آیه خواهد آمد.

مرتبه سوم،
فرموده خداوند متعال:
یا نِساءَ النَّبِىِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذى فِى قَلبِه مَرضٌ وَقُلْنَ قَولاً مَعْرُوفاً وَقَرْنَ فِى بُیُوتِکُنَّ وَلاتَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیّهِ الأُولى‏ وَأَقِمْنَ الصَّلاهَ وآتِیْنَ الزّکاهَ وأَطِعْنَ اللّهَ ورَسُولَهُ إنّما یُریدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً وَاذْکُرْنَ مایُتْلى‏ فِى بُیُوتِکُنَّ مِنْ آیاتِ اللّهِ وَالْحِکْمَهِ إِنَّ اللّهَ کانَ لَطِیفاً خَبِیْراً.(3)
ملاحظه مى‏شود که فرموده خداوند متعال: «إِنّما یُریدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُم الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً» در میان آیاتى قرار گرفته که زنان‏پیامبراکرم(ص) مخاطبند و بلکه جزء یکى از این آیات است. همین موجب شده که آن شبهه معروف در مراد آیه براى عده‏اى پیش آید و همان گونه که خواهیم دید گروهى آن را انگیزه‏اى براى برانگیختن شک‏هایى پیرامون مفاد حقیقى آیه مبارکه قرار مى‏دهند.



گفته‏ها و اجتهادها

مراجعه به سخنان مفسّران ودیگران به دست مى‏دهد که درباره مراد از اهل البیت در آیه مبارکه اقوال متعددى وجود دارد. این اقوال عبارتند از:
1. ادعاى عکرمه(4) که در بازارها ندا مى‏داد و مردم را براى مباهله فرامى‏خواند. ادعاى وى این بود که منظور از «اهل‏البیت» در آیه تطهیر فقط وفقط زنان پیامبر(ص) است و احدى غیر از آنان را در بر نمى‏گیرد.
این گفته بنا به روایت عکرمه به ابن عباس و سعید بن جبیرهم نسبت داده شده است.(5) چنان که این ادعا را به مقاتل هم نسبت داده‏اند.(6) به عطاء، کلبى، سعیدبن جبیر(7) و عروه بن زبیر هم که مدعى بود این آیه در خانه عایشه فرودآمد(8) نسبت داده شده است.
2. گروهى گفته‏اند: منظور اصحاب کساء است، یعنى پیامبر(ص)، على، فاطمه، حسن، حسین(ع) و همسران پیامبر(ص).
بعضى همسران پیامبر(ص) و اصحاب کساء را بدون پیامبر(ص) آورده‏اند. این عقیده فخر رازى و خطیب بغدادى است که قسطلانى از بخارى روایت کرده است.(9)
3. گفته‏اند: منظور پیامبر(ص) است و بس.(10)
4. گفته‏اند: منظور بنى هاشمند و زنان را در بر نمى‏گیرد.(11)
5. گفته‏اند: منظور کسانى است که در پایین‏ترین جد پیامبر(ص) با او نسبت دارند و نیز گفته شده: هر آن کس که با پیامبر(ص) پیوند رحمى دارد. ونیز گفته شده: هر آن که با او پیوند نسبى یا سببى دارد.(12)
6. ابو حیان گفته: از آن جا که اهل البیت شامل زنان پیامبر(ص) و پدران آنان مى‏شده، لفظ مذکر بر مؤنث غالب آمده است.(13)
7. گفته شده: منظور زنان است و تمامى بنى هاشم که صدقه بر آنان حرام‏شد.(14)
8. گفته شده: «اهل‏البیت» على، فاطمه، حسن و حسین(ع) هستند. بعضى از اقوال و روایات تصریح دارد که پیامبر(ص) هم جزء آنان است.(15) این گفته به انس بن مالک، واثله بن اسقع(16)، ابو سعید خدرى، عایشه و ام سلمه‏
(17) نسبت داده شده است. طحاوى، کنجى شافعى، ذهبى و قمى(18) بر آن اصرار داشته و نیز عقیده مجاهد، قتاده، کلبى(19) و بلکه عقیده جمهور(20) و بیش‏تر مفسران‏
(21) همین است. حتى بعضى گفته‏اند: مفسران اجماع دارند و جمهور(22) روایت کرده‏اند که این آیه درباره اهل کساء فرود آمد. گفته‏اند: منظورِ مدعىِ اجماعِ مفسران این است که مفسران بر این مطلب اجماع دارند که آیه مبارکه شامل آل البیت است و آنان اصحاب کساء مى‏باشند، امّا درباره این که آیا زنان پیامبر(ص) را هم دربر مى‏گیرد یا نه، اختلاف نظر است. یا منظور، اجماع کسانى است که نظرشان در مورد شأن نزول و مانند آن قابل اعتناست و عکرمه و مقاتل از این افراد نیستند، زیرا این مسأله به خبر دادن از پیامبر(ص)یا کسانى از صحابه برمى‏گردد که گفته آنان معتبر است، در حالى که مقاتل و عکرمه متهم به دروغگویى‏اند.(23)
بعضى از روایات، امامان دوازده گانه(ع) را هم اضافه کرده است.(24) بعضى مدعى‏اند که امامیه اجماع دارند که آیه تطهیر شامل تمام امامان(ع) مى‏شود.(25)



نتیجه گفته‏ها

اگر در این گفته‏ها به دقّت بنگریم، خواهیم یافت که تمام آنها پیرامون سه‏عنصر دور مى‏زند.

عنصر اوّل
دخول زنان در مراد از کلمه «اهل البیت» یا به طور مستقل یا با اصحاب کساء یا با سایر بنى‏هاشم یا با افرادى که دایره شمول گسترده‏تر یا تنگ‏ترى دارد.

عنصر دوم،
دخول خویشاوندان پیامبر(ص)؛ یعنى، بنى‏هاشم، غیر از اصحاب کساء؛ یعنى، کسانى که صدقه بر آنان حرام است و با پیامبر(ص) خویشاوندى نسبى دارند. بعضى زنان پیامبر(ص) را مى‏افزایند و بعضى هم در نفى آنان اصرار دارند.

عنصر سوم،
اختصاص اهل البیت به اصحاب کساء. گروهى با استناد به روایات چندى که در این باره تصریح دارد، سایر امامان دوازده‏گانه را هم بدان مى‏افزایند.
تمامى دلایل در حقیقت به نفى یا اثبات این عناصر برمى‏گردد، اگرچه در بیان آنچه که در اثبات آن مى‏کوشند با هم اختلاف جزئى دارند.
نهایت امر این که، آنچه بعضى بیان کرده‏اند که منظور آیه تطهیر شخص پیامبر اکرم(ص) است و به نظر مى‏رسد که زاید بر عناصر سه گانه فوق الذکر است، کسى را نیافتیم که در اثبات آن استدلال کرده یا بدان ملتزم شده و آن را مبناى عقیده خویش قرار داده باشد. از این رو، نیازى به نفى یا اثبات آن در بحث خود نمى‏یابیم. در این جا تنها به بررسى و بیان مطالبى خواهیم پرداخت که ارتباط مستقیمى با عناصر سه‏گانه فوق دارد.

--------------------------------------------------------------------------------
1. قصص (28) آیات 12 - 13.
2. هود (11) آیه 73.
3. احزاب (33) آیات 32 - 33.
4. جامع البیان، ج‏22، ص‏7؛ الدرالمنثور، ج‏5، ص‏198؛ فتح القدیر، ج‏4، ص‏278 - 279؛ التبیان، ج‏8، ص‏206، 308؛ المیزان فى تفسیر القرآن، ج‏16، ص‏310؛ مجمع البیان، ج‏8، ص‏56.
5. تفسیر القرآن العظیم، ج‏3، ص‏483، سیر اعلام النبلاء، ج‏2، ص‏208 و 221؛ تهذیب تاریخ دمشق، ج‏4، ص‏208؛ المواهب اللدنیه، ج‏2، ص‏122؛ اسباب النزول، ص‏302؛ نور الابصار، ص‏110، الصواعق المحرقه، ص‏141؛ لباب التأویل، ج‏3، ص‏466.
6. تهذیب تاریخ دمشق، ج‏4، ص‏206؛ نور الابصار، ص‏110؛ لباب التأویل، ج‏3، ص‏466؛ و اسعاف الراغبین، ص‏108.
7. فتح القدیر، ج‏4، ص‏278؛ الجامع لاحکام القرآن، ج‏14، ص‏182.
8. الدر المنثور، ج‏5، ص‏198؛ فتح القدیر، ج‏4، ص‏279؛ ر.ک: المیزان فى تفسیر القرآن، ج‏16، ص‏310.
9. ر.ک: به السنن الکبرى، ج‏2، ص‏150؛ تهذیب تاریخ دمشق، ج‏4، ص‏208 - 209؛ فتح‏القدیر، ج‏4، ص‏280؛ الجامع لاحکام القرآن، ج‏14، ص‏183؛ سخن ابن روزبهان در دلائل الصدق، ج‏2، ص‏94.
10. الصواعق المحرقه، ص‏141.
11. فتح القدیر، ج‏4، ص‏280؛ الجامع لاحکام القرآن، ج‏4، ص‏183؛ المیزان فى تفسیر القرآن، ج‏16، ص‏310؛ لباب التأویل، ج‏3، ص‏466.
12. المواهب اللدنیه، ج‏2، ص‏127.
13. تهذیب تاریخ دمشق، ج‏4، ص‏209.
14. ر.ک: اسعاف الراغبین، ص‏108؛ الصواعق المحرقه، ص‏14.
15. ر.ک: ینابیع الموده، ص‏294؛ الصواعق المحرقه، ص‏141؛ تفسیر قمى، ج‏2، ص‏194 - 193؛ الکشاف، ج‏3، ص‏538.
16. مجمع البیان، ج‏8، ص‏356.
17. تهذیب تاریخ دمشق، ج‏4، ص‏908؛ ر.ک: مجمع البیان، ج‏8، ص‏356.
18. ر.ک: مشکل الآثار، ج‏1، ص‏332 - 339؛ کفایه الطالب، ص‏54؛ خلاصه عبقات الانوار، ج‏2، ص‏67 و 371؛ تفسیر قمى، ج‏2، ص‏193 - 194.
19. فتح القدیر، ج‏4، ص‏279؛ تهذیب تاریخ دمشق، ج‏4، ص‏208.
20. تهذیب تاریخ دمشق، ج‏4، ص‏208؛ فتح القدیر، ج‏4، ص‏279.
21. ینابیع الموده، ص‏294.
22. نهج الحق و کشف الصدق، ص‏173.
23. ر.ک: احقاق الحق، تعلیقات آیه الله مرعشى، ج‏2، ص‏502، (پاورقى) و 565؛ دلائل الصدق، ج‏2، ص‏95.
24. ر.ک: آیه التطهیر فى احادیث الفریقین، ج‏1 و 2؛ کتاب سلیم بن قیس، ص‏150.
25. ر.ک: پاورقیهاى جوامع الجامع، ص‏372.
1  2  3  4  5  6  7  8  9  10    Last Page (10)