مقالات » معاویه » لعن حضرت علی علیه السلام توسط معاویه
نام مقاله: لعن حضرت علی علیه السلام توسط معاویه
مؤلف: ولی عصر
نوع: عمومي
تاریخ: شنبه 25 اردیبهشت 1391
دانلود مستقيم ()


منهاج السنه ، ج3 ، ص15 ، ط دار الکتب العلمیه ، بیروت ، 1420 هـ .
اما روایت سعد : هنگامی که معاویه به سعد بن أبی وقاص فرمان که داد که علی علیه السلام را سبّ نماید ، وی از سبّ علی علیه السلام خودداری کرد . معاویه گفت : چه چیزی تو را از سب ودشنام دادن به علی باز می دارد؟ سعد گفت : سه فضیلت از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در شأن على علیه السّلام شنیدم که با توجه به آن ها، هیچگاه به سبّ و دشنام اقدام نمى‏کنم که اگریکى از آن سه خصلت را در حق من فرموده بود براى من بهتر و ارزنده‏تر از شتران سرخ مو بود
این حدیث صحیحی است که مسلم در صحیحش آن را نقل کرده است .
ابن تیمیه که خود در دشمنی با خاندان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم زبان زد عام و خاص است ،‌ در این جا به صراحت اعتراف می‌کند که معاویه به سعد دستور داد که امیر المؤمنین علیه السلام را سبّ کن ؛ ولی او نپذیرفت . در حقیقت اصل جمله این چنین بوده است : « أَمَرَ مُعَاوِیَهُ بْنُ أَبِی سُفْیَانَ سَعْدًا أن یسب علیا ، فأمتنع » .
معاویه به سعد وقاص دستور داد تاعلی را سب کند و او امتناع ورزید .
شیخ عبد الله بن غنیمان ، استاد دانشگاه اسلامی مدینه و رئیس بخش سطوح عالی ( دکترا ) ، در کتاب مختصر منهاج السنه نیز این جمله را آورده و اعتراف می کند که معاویه دستور به لعن امیر المؤمنین علی علیه السلام داده است .
رک : مختصر منهاج السنه ، ج3 ،‌ ص15 ، دار الکتب العلمیه ، بیروت ، 1420 هـ .
2 . مقبل بن هادی الوادعی :
وی نیز از علمای وهابی است که در کتاب تحفه المجیب می‌نویسد :
ودعا بعض الأمویین سعد ابن وقاص لیسبّ علیا ، فما فعل ، قالوا : ما منعک أن تسب علیاً ؟ ... .
تحفه المجیب علی اسئله الحاضر والغائب ،‌ص9 ،‌ ط الرابعه دار الآثار ، یمن ، 1426 هـ .
بعضی از امویین ، از سعد بن أبی وقاص خواستند که علی (علیه السلام) را سبّ کند ، وی از این کار خودداری کرد ، آن‌ها گفتند : چه چیزی باعث شده است که علی (علیه السلام) را سبّ نمی‌کنی ؟
با این که دیگر علمای اهل سنت ؛ از جمله مسلم ، ترمذی ،‌ ذهبی ،‌ ابن أثیر ، ابن کثیر و ... به نام معاویه تصریح کرده‌اند ؛ اما متأسفانه ایشان روایت را تحریف و برای حفظ آبروی معاویه و جانبداری از خاندان اموی ، کلمه «معاویه» را تبدیل به « بعض الأمویین» می‌کند !
3 . دکتر شیخ موسی شاهین لاشین :
وی در شرح صحیح مسلم این گونه می‌نویسد :
«أمر معاویه بن أبی سفیان سعدا» المأمور به محذوف ، لصیانه اللسان عنه ، و التقدیر : أمره بسب علی رضی الله عنه ، و کان سعد قد اعتزل الفتنه (حرب علی مع خصومه) ولعله اشتهر عنه الدفاع عن علی . فقال : ( ما منعک أن تسب أبا التراب ) ؟ معطوف علی محذوف ، والتقدیر : امر معاویه سعدا أن یسب علیا ، فأمتنع ، فقال له : «ما منعک » .
فتح المنعم شرح صحیح مسلم ، ج9 ، ص332 ،‌ ط الأولی ، دار الشروق ،‌مصر .
در این جمله از معاویه که به سعد دستور داده ، «مأمور به» محذوف و محتوای دستور به سبب آلوده نشدن زبان به مذمت معاویه ، حذف شده است که در حقیقت معنای جمله چنین می‌شود : معاویه به سعد بن أبی وقاص دستور داد تا به علی دشنام و ناسزا بگوید ؛ زیرا سعد در حوادث خونین آن زمان گوشه‌گیری را انتخاب کرده بود و به عنوان شخصی که مدافع علی (علیه السلام) بود مشهور شده بود و لذا معاویه گفت : چه چیزی مانع دشمنی تو با علی شده است ؟
بعد ایشان در نقد کلام نووی که پیش از این گذشت ، می‌گوید :
ویحاول النووی تبرئه معاویه من هذا السوء ،‌ فیقول : قال العلماء ... .
نووی تلاش می‌کند تا معاویه را از این دستور زشت تبرئه کند و لذا در توجیه آن ، به قول دیگران پرداخته است .
و سپس در ادامه می‌گوید :
وهذا تأویل واضح التعسف والبعد ، والثابت أن معاویه کان یأمر بسب علی ، وهو غیر معصوم فهو یخطئ ،‌ ولکننا یجب أن نمسک عن أی انتقاص من أصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم ، و سب علی فی عهد معاویه صریح ... .
ولی این توجیه تأسف بار و دور از حقیقت است ؛ زیرا مستندات تاریخی ثابت می‌کند که معاویه دستور لعن و سب علی (علیه السلام) را صادر کرده است و نیازی به تبرئه وی نیست ؛ چون معصوم از خطا و لغزش نیست. با همه این ها بر ما واجب است که از وارد کردن نقص بر اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) پرهیز کنیم ؛ اگر چه ناسزا گویی به علی از زمان معاویه امری واضح و روشن است .
4 . شیخ حسن بن علی السقاف :
وی که از علمای بزرگ و معاصر اهل سنت اردن به شمار می‌رود ، می‌نویسد :
وقد أمر معاویه الناس حتی کبار الصحابه أن یسبوا سیدنا علیاً علیه السلام والرضوان الذی قال فیه رسول الله صلی الله علیه وسلم کما فی صحیح مسلم وغیره : «لا یحبک إلا مؤمن ولا یبغضک إلا منافق» و قوله صلی الله علیه وسلم کما فی الحدیث الصحیح فی مسند احمد وغیره : «من سب علیا فقد سبی» و قد ثبت أن معاویه کان ینال من سیدنا علی علیه السلام ویأمر بذلک ، ففی صحیح مسلم عن عامر بن سعد بن أبی وقاص عن أبیه قال : أمر معاویه بن أبی سفیان سعداً فقال ما منعک أن تسب أبا التراب ؟! فقال : أما ذکرت ثلاثاً قالهن رسول الله صلی الله علیه وسلم فلن أسبه ، لأن تکون لی واحده منهن أحب إلی من حمر النعم ... .
زهر الریحان ، ص11 ، ط دار الإمام الرواس ،‌ بیروت .
معاویه به بزرگان صحابه دستور داد تا به علی (علیه السلام) دشنام دهند با آن‌که در صحیح مسلم آمده است رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم ) به علی (علیه السلام) فرمود : یاعلی ! تو را جز مؤمن دوست نمی‌دارد و جز منافق کسی با تو دشمنی نمی‌کند . و نیز در مسند احمد این حدیث از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم ) آمده است که فرمود : هر کس به علی دشنام دهد به من دشنام داده است و در تاریخ ثبت شده است که معاویه هم خودش به علی (علیه السلام) بد می‌گفت و هم دیگران را به سب و لعن علی (علیه السلام) فرمان می‌داد . در صحیح مسلم آمده است : معاویه به سعد بن أبی وقاص دستور ناسزا گفتن به علی (علیه السلام) را صادر کرد و گفت : چرا به علی دشنام نمی‌دهی ، در جواب گفت : سه خصلت از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در شأن على علیه السّلام شنیدم که با توجه به آن ها، هیچگاه به سبّ و دشنام آن حضرت ، اقدام نمى‏کنم و هر گاه یکى از آن ها را در حق من فرموده بود براى من بهتر و ارزنده‏تر از شتران سرخ مو بود .
و در صفحه بعد می‌گوید :
وقد أمر معاویه ولاته أن یشتموا ویسبوا سیدنا علیا ویأمر بذلک ... .
همان ، ص12 .
معاویه به حکمرانانش دستور داد که به علی (علیه السلام) فحش و ناسزا گویند و به این امر [ مردم] را فرمان دهند .
با این توضیح ، آیا رواست که چنین شخصی را «خال المؤمنین ، امیر المؤمنین و ...» بنامیم ؟
5 . ملا علی قاری :
نور الدین علی بن سلطان محمد الهروی ، معروف به ملا علی القاری می‌نویسد :
عن سعد قال أمر معاویه سعدا أن یسب أبا تراب فقال أما ما ذکرت ثلاثا قالهن رسول الله صلى الله علیه وسلم فلن أسبه لأن یکون فی واحده منهن أحب إلی من حمر النعم .
مرقاه المفاتیح فی شرح مشکاه المصابیح ، ج11 ، ص287 .
معاویه به سعد دستور داد که به علی (علیه السلام) ناسزا بگوید ، سعد [ از این کار امتناع کرد و ] گفت : سه خصلت از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در شأن على علیه السّلام شنیدم که با توجه به آن ها، هیچگاه به سبّ و دشنام آن حضرت ، اقدام نمى‏کنم که اگر یکى از آن ها براى من بود ، بهتر و ارزنده‏تر از شتران سرخ مو بود در اختیار من باشد .
6 . محب الدین طبری :
عن سعید قال أمر معاویه سعدا أن یسب أبا تراب فقال أما ما ذکرت ثلاثا قالهن رسول الله صلى الله علیه وسلم فلن أسبه لأن یکون فی واحده منهن أحب إلی من حمر النعم .
الریاض النضره ج 2 ص 188 طبع مصر و طبق برنامه مکتبه الشامله ، الإصدار الثانی ، ج1 ، ص262 ، باب ذکر أن بیوته أوسط بیوت رسول الله صلی الله علیه وسلم .
معاویه به سعد بن أبی وقاص دستور داد که علی (علیه السلام) را ناسزا بگوید ... .
7 . علامه قندوزی :
وعن سهل بن سعد عن أبیه قال : أمر معاویه بن أبی سفیان سعدا أن یسب أبا تراب ، قال : أما ما ذکرت ثلاثا قالهن رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم فلن أسبه ، لئن تکون لی واحده منهن أحب إلی من حمر النعم .
ینابیع الموده لذوی القربى ، القندوزی ، ج 2 ، ص 119 .
از سهل بن سعد از پدرش نقل شده است که گفت : معاویه به سعد دستور داد تا به علی ناسزا بگوید ...
روایات دیگر در اثبات ناسزا گویی معاویه به حضرت امیر علیه السلام:

ابن کثیر سلفی دمشقی در کتاب معتبر البدایه والنهایه در فصل فضائل امیر المؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام می‌نویسد :
عن عبد الله بن أبی نجیح عن أبیه قال : \" لما حج معاویه وأخذ بید سعد بن أبی وقاص فقال یا أبا إسحاق إنا قوم قد أجفانا هذا الغزو عن الحج حتى کدنا أن ننسى بعض سننه فطف نطف بطوافک ، قال : فما فرغ أدخله دار الندوه فأجلسه معه على سریره ثم ذکر علی بن أبی طالب فوقع فیه فقال : أدخلتنی دارک وأجلستنی على سریرک ثم وقعت فی علی تشتمه ؟ والله لان یکون فی إحدى خلاله الثلاث أحب إلی من أن یکون لی ما طلعت علیه الشمس ، ولإن یکون لی ما قال له حین غز تبوکا \" ألا ترضی أن تکون منی بمنزله هارون من موسى إلا أنه لا نبی بعدی \" ؟ أحب إلی مما طلعت علیه الشمس ، ولإن یکون لی ما قال له یوم خیبر : \" لأعطین الرایه رجلا یحب الله ورسوله ویحبه الله ورسوله یفتح الله على یدیه لیس بفرار \" أحب إلی مما طلعت علیه الشمس ولإن أکون صهره على ابنته ولی منها من الولد أحب إلی من أن یکون لی ما طلعت علیه الشمس ، لا أدخل علیک دارا بعد هذا الیوم ، ثم نفض رداءه ثم خرج.
البدایه والنهایه ، ابن کثیر ، ج7 ،‌ ص376 .
عبد الله بن أبی نجیح از پدرش نقل می کند که گفت : معاویه در سفر حج و زیارت خانه خدا ، به سعد بن أبی وقاص گفت : درگیری‌ها و جنگ مانع از زیارت خانه خدا شده است ؛ به گونه‌ای که بعضی از سنت‌های آن را فراموش کرده‌ام ، تو طواف کن تا پشت سرت ما هم طواف کنیم . پس از اتمام طواف ، در دار الندوه نشست و سعد را کنار خود نشاند و شروع کرد به بدگویی از علی بن أبی طالب (علیه السلام) . سعد گفت : مرا با خودت همراه کرده‌ای تا از علی بد گویی کنی ؟ به خدا سوگند اگر هر یک از سه امتیازی که علی (علیه السلام) دارد من داشتم ، بهتر بود برای من از آن چه که در کره زمین خورشید بر آن می‌تابد . یکی این سخن رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم ) که در غزوه تبوک به علی (علیه السلام) فرمود : آیا راضی نمی‌شوی که تو جانشین من باشی همانند هارون نسبت به موسی ، فقط بعد از من پیامبری نخواهد بود .
دوم آن که در فتح خیبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به علی (علیه السلام) فرمود : فردا پرچم را به دست کسی خواهم داد که خدا و رسول او را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند ، فتح و پیروزی به دست وی خواهد بود و او فرار نمی‌کند .
سوم آن که همسر دخترش و دامادش باشم تا از وی فرزندی داشته باشم .
از امروز به بعد در هیچ مکانی با تو در یکجا نخواهم نشست . سپس بلند شد و لباسش را تکان داد و رفت .
و نیز ابن أبی شیبه در کتاب المصنف می‌نویسد :
قال : قدم معاویه فی بعض حجاته فأتاه سعد فذکروا علیا فنال منه معاویه فغضب سعد فقال : [ تقول هذا الرجل ] ، سمعت رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول : \" له ثلاث خصال لان تکون لی خصله منها أحب إلی من الدنیا وما فیها .
المصنف ، ابن أبی شیبه ،‌ ج7 ، ص496 .
معاویه در بعضی از سفرهای حجش باز می گشت ؛ سعد به نزد او آمد ؛ پس سخن از علی پیش آمد و معاویه به علی جسارت کرد ...
و ابن ماجه قزوینی در سنن خود که یکی از صحاح سته اهل سنت به شمار می‌رود ، می‌نویسد:
121 ، حدثنا علی بن محمد . ثنا أبو معاویه . ثنا موسى بن مسلم ، عن ابن سابط ، وهو عبد الرحمن ، عن سعد بن أبی وقاص ، قال : قدم معاویه فی بعض حجاته ، فدخل علیه سعد ، فذکروا علیا . فنال منه . فغضب سعد ، وقال : تقول هذا لرجل سمعت رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول \" من کنت مولاه فعلى مولاه \" . وسمعته یقول أنت منى بمنزله هارون من موسى إلا أنه لا نبی بعدی \" . وسمعته یقول \" لأعطین الرایه الیوم رجلا یحب الله ورسوله \" ؟
سنن ابن ماجه ،‌ ج1 ، ص45 .
ممکن است ، همه این سه روایت ، یک روایت باشد که به الفاظ مختلف نقل شده است ، شاید هم این چنین نباشد و این واقعه در موارد متعدد اتفاق افتاده باشد . و نیز ممکن است این سه روایت ، همان روایت مسلم باشد که هر کسی به سلیقه خودش آن را نقل کرده است .
در هر صورت این سه روایت این مطلب را ثابت می‌کند که سبّ امیر المؤمنین کار همیشگی معاویه بوده و حتی به دیگران نیز دستور می‌داده است که این سنت وقیح را حفظ کنند .
ابن عبد ربه در العقد الفرید می‌نویسد :
ولما مات الحسنُ بن علیّ حَجّ معاویه، فدخل المدینه وأراد أن یَلْعن علیَّا على مِنبر رسول الله صلى علیه وسلم. فقیل له: إن هاهنا سعدَ بن أبی وقاص، ولا نراه یرضى بهذا، فابعث إلیه وخُذ رأیه. فأرسل إلیه وذکر له ذلک. فقال: إن فعلت لأخرُجن من المسجد، ثم لا أعود إلیه. فأمسک معاویه عن لعنه حتى مات سعد. فلما مات لَعنه عَلَى المنبر، وکتب إلى عماله أن یَلعنوه على المنابر، ففعلوا. فکتبتْ أم سَلمه زوج النبیّ صلى علیه وسلم إلى معاویه: إنکم تلعن اللّه ورسولَه على منابرکم، وذلک أنکم تلعنون علیّ بن أبی طالب ومن أحبّه، وأنا أشهد أن اللّه أحبَّه ورسولَه، فلم یلتفت إلى کلامها .
العقد الفرید ، ج4 ، ص335 ، ط الأولی ، دار الکتاب العربی ، بیروت ، 1411 هـ .
همزمان با شهادت امام مجتبی (علیه السلام) معاویه به زیارت خانه خدا آمد ، سپس وارد مدینه شد و اعلام کرد که می‌خواهد برای مردم سخنرانی کند و در ضمن تصمیم داشت بالای منبر علی (علیه السلام) را لعنت کند . گفتند : سعد بن أبی وقاص در مدینه حضور دارد و به این کار رضایت نمی دهد ، کسی را مأمور کن تا نظر وی را جویا شود . فرستاده معاویه رفت و سعد را در جریان گذاشت ، سعد گفت : اگر این کا را بکند از مسجد بیرون می‌روم و هیچ گاه به مسجد قدم نمی‌گذارم . معاویه از تصمیمش منصرف شد و تا زمانی که سعد در قید حیات بود جرأت سب و لعن علی (علیه السلام) را نداشت . پس از مرگ سعد معاویه بر فراز منبر علی (علیه السلام) را لعن کرد و به فرماندارانش نیز دستور داد تا آن حضرت را لعن کنند .
ام سلمه همسر پیامبر به معاویه طی نامه‌ای نوشت که شما در منبرها خدا و رسول را لعن می‌کنید ؛ چرا که سب علی ، سب خدا و رسول است ، شهادت می دهم که خدا و رسول ، علی را دوست دارند . ولی معاویه توجهی نکرد .
کمال الدین عمر بن أحمد بن العدیم در کتاب بغیه الطلب فی تاریخ حلب ، در سیره صحابی جلیل القدر أبو ایوب انصاری رضوان الله علیه می‌نویسد :
أبو أیوب خالد بن زید بدری، وهو الذی نزل علیه النبی صلى الله علیه وسلم مقدمه المدینه، وهو کان على مقدمه علی یوم صفین، وهو الذی خاصم الخوارج یوم النهروان، وهو الذی قال لمعاویه حین سب علیاً: کف یا معاویه عن سب علی فی الناس، فقال معاویه: ما أقدر على ذلک منهم، فقال أبو أیوب: والله لا أسکن أرضاً أسمع فیها سب علی، فخرج إلى ساحل البحر حتى مات رحمه الله.
بغیه الطلب ، فی تاریخ حلب ، ج7 ، ص3032 ،‌ ط دار الفکر ، بیروت .
ابو ایوب خالد بن زید ، از شرکت کنندگان در جنگ بدر و کسی است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) هنگام ورود به مدینه به منزل او وارد شد و در جنگ صفین در رکاب علی (علیه السلام) هم در جبهه مقدم لشکریان آن حضرت بود و در نهروان هم با خوارج جنگید . وقتی که معاویه را دید که علی (علیه السلام) را سبّ و لعن می‌کند ،‌گفت : ای معاویه ! از سب علی در میان مردم دست بردار . معاویه در پاسخ گفت : دست بردار نیستم . ابو ایوب گفت : به خدا سوگند سرزمینی که در آن از علی (علیه السلام) بد گویی شود هیچ وقت در آن زندگی نخواهم کرد ،‌ و لذا به سواحل دریا مهاجرت کرد و در همان جا از دنیا رفت .
و بلاذری در انساب الأشراف می‌نویسد :
کتب معاویه إلی المغیره بن شعبه : أظهر شتم علی وتنقصه ... .
انساب الأشراف ، ج5 ،‌ ص30 ،‌ ط الأولی ، دار الفکر ، بیروت .
معاویه به مغیره بن شعبه نامه‌ای نوشت و دستور داد که آشکارا به علی (علیه السلام) دشنام ده و از او بدگویی کن .
طبری ، تاریخ نویس معروف اهل سنت می‌نویسد:
أن معاویه بن أبی سفیان لما ولى المغیره بن شعبه الکوفه فی جمادى سنه 41 دعاه فحمد الله وأثنى علیه ثم قال : ... ولست تارکا إیصاءک بخصله لا تتحم عن شتم على وذمه والترحم على عثمان والاستغفار له والعیب على أصحاب على والاقصاء لهم وترک الاستماع منهم ... .
تاریخ طبری‌ ،‌ ج4 ، ص188 .
معاویه ، وقتی که در سال 41 هـ مغیره بن شعبه را والی کوفه قرار داد به وی دستور داد و گفت : یک مطلب را فراموش مکن و بر آن پافشاری کن و آن فحش و ناسزاگویی به علی (علیه السلام) است و در مقابل از عثمان به عظمت یاد کن و همیشه برای وی طلب آمرزش نما و از یاران علی (علیه السلام) بدگویی کن و آنان را تبعید نما و به سخنانشان گوش نکن .
و بلاذری می‌نویسد :
قال : خطب معاویه بالمدینه فحمد الله وأثنی علیه ،‌ وذکر علیاً فنال منه ، و نسبه الی قتل عثمان و ایواء قتلته والحسن بن علی تحت المنبر .
أنساب الأشراف ، ج5 ،‌ ص105 .
معاویه در سخنرانی خودش در شهر مدینه ، پس از ستایش خداوند ، یادی از علی (علیه السلام) کرد و از او بدگویی نمود ، سپس قتل عثمان و پناه دادن به قاتلین عثمان را به آن حضرت نسبت داد ؛ با این که امام حسن بن علی (علیهما السلام) در مجلس حاضر بود .
خوارزمی ، مورخ مشهور اهل سنت در مقتل الحسین می‌نویسد :
وحضرتْ الجمعه فصعد معاویه علی المنبر فحمد الله وأثنی علیه وصلی علی نبیه ، و ذکر علی بن أبی طالب فتنقصه ... فوثب الحسن بن علی و أخذ بعضادتی المنبر ، فحمد الله و صلی علی نبیه ثم قال : أیها الناس من عرفنی فقد عرفنی ومن لم یعرفنی فأنا الحسن بن علی بن أبی طالب ، أنا ابن نبی الله ، أنا ابن من جعلت له الأرض مسجداً و طهوراً ... فقال معاویه : أما إنک تحدث نفسک بالخلافه ولست هناک . فقال الحسن : أما الخلافه فلمن عمل بکتاب الله و سنه نبیه لیست الخلافه لمن خالف کتاب الله و عطل السنه ، إنما مثل ذلک مثل رجل أصاب ملکاً فتمتع به و کأنه انقطع عنه و بقیت تبعاته علیه .
مقتل الحسین ، ج1 ،‌ص183 ، ط الثالثه ،‌ انتشارات أنوار الهدی ، ایران 1425هـ .
روز جمعه‌و زمان برپایی نماز جمعه بود ، معاویه بر فراز منبر قرار گرفت و پس از حمد و ثنای خداوند یادی از علی (علیه السلام) نمود و از وی به بدی یاد کرد ، حسن بن علی که در مجلس حاضر بود ، از جایش پرید و دو طرف منبر را گرفت و پس از حمد و ثنای خداوند ، این گونه آغاز سخن نمود : ای مردم ! آن که مرا می‌شناسد که می‌شناسد و آن که نمی‌شناسد خودم را بر وی معرفی می‌کنم . من حسن فرزند علی (علیهما السلام) وفرزند رسول خدا هستم ، همان که زمین برای وی سجده‌گاه و پاک قرار داده شده است ... معاویه در جواب گفت : تو در آرزوی خلافت هستی . امام مجتبی (علیه السلام) فرمود : خلافت مال کسی است که به کتاب خدا و سنت رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) عمل کند نه کسی که بر خلاف آن عمل می‌کند و سنت رسول خدا را تعطیل می‌کند ، چنین کسی مانند آن شخصی است که صاحب ثروت و مالی شود ؛ ولی جز رنج و مشقت چیز دیگری به دست نیاورد .
ناسزاگوی معاویه به امام علی ، امام حسن و امام حسین علیهم السلام :
ثم انصرف عمرو وأهل الشأم إلى معاویه وسلموا علیه بالخلافه ورجع ابن عباس وشریح بن هانئ إلى علی وکان إذا صلى الغداه یقنت فیقول اللهم العن معاویه وعمرا وأبا الأعور السلمی وحبیبا وعبد الرحمن بن خالد والضحاک بن قیس والولید فبلغ ذلک معاویه فکان إذا قنت لعن علیا وابن عباس والأشتر وحسنا وحسینا .
تاریخ طبری ، ج4 ،‌ ص52 ،‌ باب اجتماع الحکمین بدومه الجندل و الکامل فی التاریخ ، ج3 ،‌ ص333 ، باب ذکر اجتماع الحکمین .
بعد از ماجرای حکمین عمرو بن عاص و مردم شام به سوی معاویه رفتند و خلافت را به وی تبریک گفتند ؛ و ابن عباس ، شریح بن هانی به سوی امیر المؤمنین علیه السلام بازگشتند .
علی علیه السلام وقتی نماز صبح می‌خواند و دعا می‌کرد ، می‌گفت : بارالها معاویه ، عمرو عاص ، ابو اعور سلمی ، حبیب ، عبد الرحمن بن خالد ، ضحاک بن قیس و ولید را لعنت کن . این خبر وقتی به گوش معاویه رسید ، او نیز در دعای هر روز خویش ! امام علی ، امام حسن ، امام حسین علیهم السلام ، ابن عباس و مالک اشتر را لعن می‌کرد .
اگر امام علی علیه السلام در جنگ صفین با معاویه جنگیده بود ، امام حسن و امام حسین علیهما السلام ، دو آقای جوانان اهل بهشت چه کرده بود که معاویه آن‌ها را لعن می‌کرد ؟!
اقوال علمای اهل سنت در سبّ امیر المؤمنین علیه السلام توسط معاویه
1 . ابن تیمیه حرانی :
وکذلک تفضیل على علیه لم یکن مشهوراً فیها بخلاف سبّ على فإنه کان شائعا فى اتباع معاویه ولهذا کان على واصحابه أولى بالحق وأقرب الى الحق من معاویه واصحابه کما فى الصحیحن عن أبى سعید عن النبى قال تمرق مارقه على حین فرقه من المسلمین فتقتلهم أولى الطائفتین بالحق وروى فى الصحیح أیضا أدنى الطائفتین الى الحق وکان سب على ولعنه من البغى الذى استحقت به الطائفه أن یقال لها الطائفه الباغیه کما رواه البخارى فى صحیحه .
مجموعه الفتاوی ، ج4 ، ص266 ، ط دار الوفاء فی مصر ، 1421 هـ .
برتری دادن علی بر معاویه در بین شیعیان علی مشهور نبود ؛ ولی ناسزاگویی به علی (علیه السلام) در بین طرفداران معاویه شائع بوده است ؛ از این روی ، علی و یارانش به حق سزاوارتر از معاویه و یارانش هستند ؛ همانگونه که در صحیحین از ابو سعید خدری از پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) نقل شده است : کسی می‌آید که مردم را از دین خارج می‌کند(مقصود معاویه است) و نزدیکترین فرد به حق( علی علیه السلام) با وی می‌جنگد ، وچون معاویه از علی (علیه السلام) بدگویی کرد ، سزاوار است که به وی متجاوز و ستمگر گفته شود و لذا به طرفداران وی همان گونه که بخاری نقل کرده است ، شایسته است که گروه ستمگر گفته شود .
2 . حافظ شمس الدین ذهبی :
وخلف معاویه خلق کثیر یحبونه ویتغالون فیه ویفضلونه ، إما قد ملکهم بالکرم والحلم والعطاء ، وإما قد ولدوا فی الشام على حبه ، وتربى أولادهم على ذلک . وفیهم جماعه یسیره من الصحابه ، وعدد کثیر من التابعین والفضلاء ، وحاربوا معه أهل العراق ، ونشأوا على النصب ، نعوذ بالله من الهوى .
سیر اعلام النبلاء ، الذهبی ، ج3 ،‌ ص128 .
مردمان زیادی بودند که معاویه را دوست داشتند و در باره او غلو می کردند ، او را بر دیگران برتر می‌دانستند . این مسأله یا به این خاطر بود که آن‌ها در شام و در محیط مسموم آن به دنیا آمده بودند و یا از بذل و بخشش‌های معاویه بهره‌مند شده بودند و فرزنداشان را نیز بر همین روش تربیت کرده بودند . در میان این افراد گروه اندکی از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) و تعداد زیادی از تابعان و بزرگان بودند که در رکاب معاویه با مردم عراق جنگیدند . علت جنگ‌ها پیروی مردم سرزمین عراق که از اهل بیت (علیهم السلام) بود و بر بغض و کینه علی (علیه السلام) رشد کردند . از هواهای نفس به خدا پناه می‌بریم .
3 . عماد الدین أبی الفداء :
وی در تاریخش در ذکر شرایط‌ صلح امام حسن با معاویه می‌نویسد که امام حسن علیه السلام شرط کرد :
First Page (1)    1  2  3  4  5  6  7    Last Page (7)